V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

چند روز پیش امتحان هندسه داشتیم ، منم خوب خونده بودم سریع همرو نوشتم.همینجور نشسته بودم وقت بگذره یه دفه یه فکر شیطانی به سرم زد:
یه تیکه از چکنویس رو پاره کردم گرفتم دستم و هِی بهش نگا میکردم و اَلکی مینوشتم رو برگه.تا مراقبه منو نگا میکرد یه جور که تابلو بشه برگه رو قایم (غایم) میکردم.آخرش مراقبه خیلی بهم شک کرد اومد گفت چی دستته؟منم خودمو زدم به موش مردگی که آقا به خدا هیچی نیست و ازین حرفا ... خلاصه همه خبردار شدنو مدیر و معاون و ناظمو همه اومدم که یعععنی حساب منو برسن ، وقتی برگه رو (به زور) ازم گرفتن دیدن سفیدهههه ........یعنی اون لحظه قیافه مراقبه دیدن داشت..
مراقب : 00
مدیر : 0:
معاون : &&
ازین برنامه ها اجرا کنید خیلی حال میده !

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.