در جواب دوست عزیزمون که نوشته بود :
"
نـه اینـکه مغـرور بـاشـم ، نـه ...
ولـی لیـاقت میخـواد رو گـوشیـش بزنـه :
You have a new massage from zahra :)
"
میخواستم بپرسم شما برای دوستاتون ماساژ ارسال میکنین یا مسیج ؟
من بعد از خوندن این متن :/
@punisherhadi · ۷۰ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
در جواب دوست عزیزمون که نوشته بود :
"
نـه اینـکه مغـرور بـاشـم ، نـه ...
ولـی لیـاقت میخـواد رو گـوشیـش بزنـه :
You have a new massage from zahra :)
"
میخواستم بپرسم شما برای دوستاتون ماساژ ارسال میکنین یا مسیج ؟
من بعد از خوندن این متن :/
دلتنگی من نسبت به تو ...
میتونست از "درد" به "لذت" تبدیل بشه ...
تنها اگه میدونستم که تو هم دلت برا من تنگ میشه ! ! !
دل نوشته ای از یک دل شکسته
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍنش ﺣﺮﻑ ﺑﺰند...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین میاندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمیدارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ میگذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش میشود. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش میگذارد!!!
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا میاندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد میکند. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ میکند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ میکند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او میگوید..!!
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ میفرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان میافتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ .
.
.
.
بله عزیزم ... اینجوریاس ...
شهر بازیهای پایین شهر چیا داره ؟؟؟
1 _ چرخ و فلک
2 _ آبشار
3 _ ماشین برقی
4 _ استخر توپ
و ..................................
شهر بازیهای بالا شهر چیا داره ؟؟؟
_ چرخ و فلک
2 _ آبشار
3 _ ماشین برقی
4 _ استخر پسته : ))))))))))))))))
بعد از 5 ماه که ورزش نکرده بودم تصمیم گرفتم برم پارک ورزش کنم ... روز قبل هوا آفتابی بود .......
صبح پا شدم همه چی رو جور کردم ... یه صبونه خفن خوردم و تقویت کردم و راه افتادم برم ... یهو یه رعد و برق زد تو پارکی که میخواستم برم( تو فاصله ی 100 متری من ) : ) و بارون شروع شد عین چی ...دونه های بارون اندازه سیب زمینی بودن .. خلاصه با زور و زحمت در رفتم خونه در حالی که عین موش آب کشیده شده بودم !!!!! :)
فرداش اومدم برم برف گرفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .. خداییش اینم شانسه من دارم ؟؟؟؟
تو این دو روز که نشد ... ولی فردا تصمیم گرفتم دیگه سنگم از آسمون بارید برم .... اینو گفتم که بگم مواظب خودتون باشید ... احتمال سیل و زلزله خیلی زیاده : )