ع

علیرضا کرباسی

@hotboy797 · ۱۶۵ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۸ رأی)

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
پیام

برایsetare.a73:
چطوری با سرنوشت بجنگم؟چطوری فراموش کنم؟
خیلی داغونم بخدا.....کم اوردن رو هر روز بیشتر از دیروز حس میکن�
برای hilda:
امیدوارم که صفرنشده باشی...
بخدا هر روز سعی میکنم زندگیم قشنگ بشه اما دریغ از یه کم بهتر شدن
در این حد بگم سعی میکنم باهاش همش بیرون باشم گردش تفریح اما اصلا فایده نداره
......
اینم ناگفته نمونه تو دانشگاه ما پرسنل یکم کار دانشجو رو دیر راه میندازن یا اذیت میکنن یا میپیچونن
امروز طوری باهاشون حرف زدم که یه مرد 35 یا40ساله بخاطر من بغضش گرفت و فقط تونست بگه وقت بزار با هم حرف بزنی�
دیگه خودتون حدس بزنید چه حالی دارم.....

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
پیام


سلام به همه بچه ها
بچه ها خیلی خوندم حرفاتون رو اکثرا از عشق هاشون بی معرفتی دیدن و عشقشون رفته
اما برای من بر عکسه همست
ی دختره عاشقانه منو میپرستید در حدی که اگرمهمون داشتن میگفتم حق نداری از اتاق بری بیرون میگفت چشم 4 سال با همه چیزم ساخت من نامردی و بی معرفتی کردمو اون معرفت گذاشت هر چی بدی کردم خوبی جواب گرفتم بقدری بهم محبت کرد هار شدم مثل سگ.دیگه شب و روزم باهاش شده بودجهنم کردن زندگیش چون کس دیگه رو پیدا کردم و حالا قضیه خیانت من بود فکر کردم یکی بهترش گیرم اومده دریغ از اینکه خدا بهم یه طلا هدیه داده.بهرحال جمله اخرش این بود علی من میرم اما بدون بهتر ازمن گیرت نمیاد(ناگفته نماند16سالش بود)
اما گفتم برو راحتم بزار.اون خداحافظی کرد رفت من رفتم اینو که یه هفته بود دیدمش گرفتم و عقد کردیم 6 ماه گذشته از اون روز 1ماه اول خوشحال بودم پیچوندمش اما کم کم حس کردم ندارمش کم آورد�
زندگیم از این به بعدش شد جهنم علاقه ی طرفه تو زندگی زنم بهم کامل علاقه منده و من.....
فقط فکرم پیش کسیه که فکر میکردم اضافیه...
اما شبهام شده گریه هرشبم نه اینکه بخاطر پیچوندنم نه . فقط بخاطر دوست داشتن�
بخدا دوستش دارم اما حیف.....
حالا رفتم قرص برنج گرفتم تا خودمو خلاص کنم برم برای همیشه.
بخدا کم آوردم..
دعا کنید برم چون مردن برام از همه چیز بهتره اعصابم ضعیف شده کسی بهم حرف میزنه باهاش سریع درگیر میش�
چرا ؟؟؟به نظرتون چرا؟؟؟
درسته بخاطر اونه فقط....
بخدا از خیانت متنفر بودم اما خودم.....
تورو خدا راهنماییم کنید.
هر لایک=نامرد بودن من=بی معرفتی من= کثیف بودن من

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
پیام

تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بودزنگ خورد...
پيرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان ازجيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل صورتش
عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند...
رو به من كرد و گفت،ببخشيد ، چه نوشته؟
گفتم نوشته،"همه چيزم"
پيرمرد: الو، سلام عزيزم...
يهو دستش راجلوى تلفن گرفت وبا صداى آرام ولبخندى زيبا و قديمى به من گفت،همسرم است.

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از محاسن داشتن برادر زياد اين بود که تو خونه هميشه سر گرم بوديم.یکیش این بود که توي حال یا پذیرایی میزو صندلیرو تیرک دروازه میکردیم و فوتبال ميزديم :دی آخرش هم يا قاب میشکست يا گلدون. البته اين آخرش نبود. اولش بود. چون بعدش باید از خونه فرار میکردیم :))
اصلاً خیلی از این فوتبالیستا دهه شصتی از همین زمین خونگیا شروع کردن

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺩﺍﺷﺖ
ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ…
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺮﯼ ؟ ﮔﻔﺖ:
ﯾﻪ ﯾﺎﺭﻭﯾﯽ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﺭﻭ ﭘﺎﺭﮎ ﮐﺮﺩﻩ ﺟﻠﻮ
ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺵ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ!
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﯽ
ﻧﻮﺷﺘﯽ ؟ ﺗﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﮑﺮﺩﯼ ؟
ﻣﯿﮕﻪ:ﻧﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ
ﺑﺪﻭﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼﺡ ﺑﺸﻪ. . .
:|

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

مامانم عصری میگه ماشینو بردار بریم دور دور ...
رفتیم تو ترافیک یه دختره وایساده سوار تاکسی شه .. مامانم میگه برو بگو مستقیم سوارش کن ... میگم چرا ؟؟ میگه حرف گوش کن !
سوار کردم دختره رو ... تا دختره نشسته مامانم میگه : عروس گلم دانشجویی ؟؟ دختره قرمز کرد منم نزدیک بود بزنم به جلوییم .. مامانمم برگشته خیلی خونسرد میگه کی واسه تو خواست ؟؟ واسه داداشت میخوام !!
دختره بنده خدا گفت بله سال آخرم .. خلاصه مامانم تلفن دختر رو گرفت :) از این به بعد مامانمو میبرم شماره بگیره واسم :)

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

امروز تو اتوبوس يه بنده خدايي نشسته بود كنارم با گوشي آيفون 5ش داشت حرف ميزد اونم با داد
مهم ترين بحث حرفشم اين بود كه دنيا ارزش حرص زدن نداره پول فلانه و دو روز ديگه ميخوايم بميريم و از اين حرفا
منم بهش گفتم آقا شما به اين حرفايي كه ميزني اعتقاد داري؟
گفت بعله آقا چطور
گفتم اگه پول برا شوما بي ارزشه برا ما ارزش داره اون گوشيتو بدي من كلي از كارامو راه ميندازه
نميدونم يهو چرا گوشيشو قطع كرد تو ايستگاه بعد از اتوبوس پريد پايين :\

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺪﯾﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﻡِ ﺩﺭِ
ﺧﻮﻧﻪ،
ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ!ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮﯼ
ﺩﺭ،ﻣﻨﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ!
ﯾﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ:
ﺍﻭﻥ ﻻﻣﺼﺒﻮ ﺧﻔﻪ ﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ
ﮔﻬﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺁﺧﻪ!
كرمكي((((((:
ﺑﺎﺑﺎﻡ :|
ﻣﺪﯾﺮ :|

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
جوک

دخـــتره دیــرو تو تــاســکی داشت گریـــه میکرد . .بعد مَــن یه لحظـــه نگاش کردم. .
یـــهو بَرگــــشت بهــم گفـــت آقا
مَـــن: بَـــلی
دختر: شمـــا تا حالا عـــاشق شُـــدی؟؟!
مَـــن: نه!!! نشدم :)
دختــر: سَـــنگ دل . . آشغـــال . . بـــی اِحســـاس
آغـــا نگـــه دار مَـــن پیــاده میــشم.
یَـــــنی به خدا مِــــلت کُــلا خـــودشــون باخـــتن . . :|
مَــن :|
راننده :|
آغــا :|

h
hotboy797 ۱۳ سال پیش
پیام

ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﭘﺮﺭﻭ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﻩ!
ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﺍﺯﺵ ﺑﺪﺕ ﻣﯿﺎﺩ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ!
ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﻟﺶ ﻭﻣﯿﺮﻩ!
ﻣﺤﺒﺖ ﻧﮑﻨﯽ ، ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ!
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﮑﻦ!!!!