h

hamed 72

@راشا · ۱۴۹۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۰۱۶ رأی)

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
درود به همه
کیلیپس دختر همسایمون از زاویهSin45رو به افق . عمودی تو حلقم اگه دروغ بگ�
بابام داره منو نصیحت میکنه و میگه :
تو کی میخای آدم شی ؟؟؟؟؟؟ واقعا برات متاسفم!!:00
واقعا نیاز ب یه تلنگر داری !!!! سعی کن با ی تلنگر متحول شی ^_^
هیچی دیگه بهونه داده دست دختر عموی ما (ماها) از اون ساعت که بابام اون حرفا رو بهم زده ماها هی داره ب من مشت میزنه
بهش میگم:چرا میزنی؟؟؟؟؟؟:00
میگه:تو با یه تلنگر آدم نمیشی که! باید حتما مشت و چک و لقد بخوری تا آدم شی بدبخت:000 ^__^
آخه نه شما بگید اینم فک و فامیله که من دارم عایا؟؟؟؟؟؟؟

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
درود به همه
کیلیپس دختر همسایمون از زاویهSin45رو به افق . عمودی تو حلقم اگه دروغ بگ�
سر کلاس فارسی عمومی نشسته بودیم ک استاد رو به من گفت:
بجای اینکه انقد مزه بپرونی این شعر صفحه 42 رو رو بخون و معنی کن:0
من:0_0 بله استاد من بخونم؟؟؟؟
استاد:آره شما بخون شمایی ک همش مزه میپرونی دیگه معنی کردن ی شعر پیش پا افتاده نباید واست زیاد سخت باشه:00
من:^_^بله بله حتما!!........و شروع کردم خوندن شعر:
" عـزیـزا کـاسـه چـشـمـم سـرایـت/مـیـان هـر دو چـشـمـم جـای پـایـت
و بعدش با یه قیافه عالمانه رو به افق شروع کردم معنی کردن: استاد معنی این بیت در کل میشه:
چشمم کف پات ^__^
و در آن موقع بود که کلاس ترکید و بچه ها هر چی دم دست بود چنگ میگرفتن از خنده
استاد هم گفت یسه دیگه نمیخاد معنی کنی و منو حذف کرد
نمیدونم چرا شما میدونید عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ı
جوک

هـفـت مـقـدس بـرای هـمـیـشـه رفـت....
فرهاد خان رفتی ولی جات تو قلب ما استقلالی ها موندگاره..
دلمون واست تنگ میشه..
دیگه ما واسه کی تو استادیوم ها شعار بدیم؟
تو تک اطوره فوتبال مایی
تو قاتل همه ی لنگی هایی
تو گلزن ایران نه آسیایی
تو خورشیدی ولی غروب نداری
دیگه فرهاد نیست که بگیم آهای فرهاد مجیدی..
وقتی پیرهنتو درآوردی و رفتی چهار طرف زمینو بوسیدی خیلی به خودم فشار آوردم که جلو مامانم و داداشم گریه نکن�
فرهاد رفتی و جات همیشه تو قلب ما موندگاره
خدا به همرات اسطوره

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
درود به همه
با ماها (عاقا دیگه نمیگما از این ب بعد بدونید ماها دختر عموی منه)سر سفره جناق شکستیم و هر دو هم قبول کردیم هر شرطی واسه هم بزاریم قبول کنی�
یه چن روزی از این ماجرا گذشت و من هروسیله ای بهش میدادم و اون هر جی بهم میداد میگفتیم :یادمه
......تا رسید به امروز: نشستم دارم زبان میخونم(بعله من ی همچین آدمیم کلاس زبان میرم) دختر عموم اومد بالا سرم گفت داری چی میخونی؟
منم با ی همچین قیافه ای بهش گفتم:O_oدارم فیزیک کوانتوم میخونم خو معلوم نیس ؟دارم زبان میخونم دیگه عشقم*____*
ماها:00مسخره! خاستم کمکت کنم(آخه ماهای من دیپلم زبان داره)
منم یه نگاه عاقل اندر سفیه کردم به افق و دیدم اصلا حواسش نیست گفتم: اره ماها من اینجا رو مشکل دارم بگو ببینم چطوری میشه
عاقا تا کتاب دادم بهش برگشت گفت یادمه منم ضایع شدم^_^ حالا اشکال داشتم بهش گفتم اونم اشکالمو رفع کرد کتابو داد بهم منم یادم رفت برگشت گف:یــــــــادم تــــــو را فـــــــرامــــــوش:00^____^
هیچی دیگه حالا شرط گذاشته برم سر محل وایسم آهنگ آهویی دارم خوشگله رو بلند بخونم^_^

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا جمعه رفتم استادیوم(بعله من ی استقلالیه 2 آتیشه ام)
استقلال 2 بر صفر فولاد رو شکست داد
گل 40 متری آندو تبریک به همه ی استقلالی ها
تو استادیوم شعار میدادیم:
غــمـگـیـنـم واســه لــنــگــیـا سـه ســالــه نــیــســتــن آســیــا
حــســرتــــ ســتــاره مــا مــونــده تــو "دل" لــنــگــیــا
(البته بیت دومو رو با کمی سانسور خدمتتون عرضیدم)
تـــــــــــــــــبـــــــــــــریــــــــــــکــــــــــــــ

°
جوک

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگ�
سر کلاس بودیم بعد پسره ترم بووووقیه اومده به ما میگه :
ببخشید ولی انگار شما جای من نشستید !!!!!!
.....و همانا ما خودزنی میکردیم از خنده
این منم بعد از رو به رو شدن با این صحنه :DDDDDDDDDD
این دوستمه :xxxxxxxxxxxxxxxxxxx
این دخترست که ردیف اول نشسته بود:yyyyyyyyyyyyyyyy
اینم استاده:zzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz
پسره هم الان چن وختیه تو افق متواری شده و ما داریم دنبالش میگردیم

°
جوک

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگ�
من و ماها (دختر عموم) و مامانم داشتیم انار پوست میکندیم
همینجوری حرف میزدیم که یهو داداشم (علی) از اتاقش اومد بیرون و به من گفت: حامد تو نشستی پست سیستم من؟؟؟؟
من:@_@ کی؟؟؟؟من؟؟؟؟بام؟؟؟؟؟شیب؟؟؟؟شیبدار؟؟؟؟؟؟
علی:مسخره بازی در نیار!!!!! هر وخت تو میشینی سیتمم هنگ میکنه
و همچنان من:^__^ نه عزیزم من نرفتم داش
علی:حاضرم شرط ببندم که مثل سگ داری دروغ میگی :000
ماها: علی درست حرف بزن! این چه وضعه حرف زدن با داداش بزرگترته!
علی:آخه ماها کامپیوترم هنگیده هر وخت این میشینه پشتش اینجوری میشه:(((((
من:من ننشستم پشت اون سیستمت
علی: چرا نشستی :0000 داری دروغ میگی
منم اعصابم داغون شد یه نصفه انار رو برداشتم و پرت کردم سمت علی
علی هم جا خالی داد خورد به دیواری که تازه رنگش کرده بودی�
علی تو اون صحنه:DDDDDDDDDDD
ماها:xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
مامانم:yyyyyyyyyyyyyyyyالبته با جیغ و داد
منم:zzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz
الانم تو حموم(سنگر همیشگیم که قرص و محکمه) دارم واستون پست میزار�
هی اینا میگن بیا بیرون کمکم کنید بچه ها

°
جوک

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگ�
با دختر عموم رفتیم پارک ارم بهش میگم بیا ترن سوار شی�
میگه:نع حامد من میترسم خودت برو:@@
منم با ی نگاه خبیصانه ب افق گفتم بیا بابا ترس نداره که؟! تو منو سفت بگیر و فقط جیغ بزن
ماها(دختر عموم): نه حامد میترسم:@@@
من:ای بابا تو ک انقد ترسو نبودی بدو بیا بریم هیچیت نمیشه اوج هیجانه بیا بریم ترست باید بریزه
ماها: آخه.....؟؟!!
من:آخه ماخه نداریم بدو زود باش ببین�
ماها:باشه بریم فقط اگه ترسیدم دستتو بده من دستتو گاز بگیرم چون تنها در این صورته که خودمو میتونم خالی کن�
من:o_O جان؟؟؟؟ببخشید شما مگه سگ تشریف دارین :دی^__^
ماها:گمشو عاشقال اصن من نمیام@@
من:باشه بابا قهر نکن تنهایی حال نمیده
عاقا بردمش سوارش کردم وختی اومدیم پایین تمام دستم کبود شده بود و جای دندونای دختر عموم بود تازه گردنشم از بس سفت گرفته بود گردنش قفل شده بود
اصن ی وضی بوداااااااااا
لایک:تا تو باشی دختر مردمو اذیت نکنی دیوانه!!!!!

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو نای من اگه دروغ بگ�
یکی حالا نمیدونم شماره پستش چند بود و اسمش چی بود ولی یادمه یکی پست گذاشته بود
کی میتونه اینو 3 بار تکرار کنه:
دل ب دله دل این دل دل مرده بده دو تا دل ک کم آورده
من 3 روز درگیر 3 بار تکرار کردن این جمله بودم و آخرشم نتونستم خعلی سخت بود
حالا تو سرویس دانشگاه نشسته بودیم آهنگا اومد تو آلبوم محمد علیزاده و شد همین ترک آهنگ شروع شد و من ب بچه ها گفتم کی میتونه این جمله رو 3 بار تکرار کنه؟؟؟؟؟
ما اول اتوبوس نشسته بودیم یهو برگشتم دیدم تا ته اتوبوس همه دارن دل دل دل میکنن
اصن خارج از 1 یا 2 وضعیت 3یا4 وضعیتی بود واسه خودش خخخخخ
خیلی خندیدیم اون روز! هیشکی هم نتونست بگه

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
..
..
مــــــــــا ز یــــــــــاران چــــــــــــشــــــــــم یــــــــاری داشــــــتــــیــــــ�
..
یـــــــــاران هـــــــــم ز مـــــــا چــــــشــــــــم یــــــاری داشــــــتــــــنـــــد
..
خالاصه ما چشم ب اونا بستیمو اونا هم چشم ب ما
هیشکی هم نیست این وسط تکلیف ما رو مشخص کنه!!!!!!

ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگ�
دیشب تو فیسبوک بودم با چن تا از دوستام داشتیم راجع ب رشته هامون صحبت میکردیم بد دوستم استیتوس( من تحقیق کردم استیتوسه نه استاتوس بعله!) زد کیا رشته شون مدیریت حالا مدیریت هر چی؟؟؟؟؟
یکی کامنت گذاشت: من مدیریت دولتی أ�
یکی دیگه کامنت گذاشت: من مدیریت بازرگانی أ�
دوباره یکی دیگه کامنت گذاشت: منم مدیریت صنعتی أ�
بعد از چن دیقه دیدیم دختره کامنت گذاشت منم معماری أ�
آخه دختر عزیز ما راجع ب مدیریتی ها داشتیم میحرفیدیم معماری جزء مدیریته آخه عایااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من دیگه نمیحرفم و جای اون دختره میرم افق گمشم

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا نشسته بودیم تو اتوبوس حالا من بودم و گودزیلا (باران) و و مامان باران
ک یهو این گودزیلای خوشگل ما (البته خیلی ببخشیدا گلاب ب روتون)دستشوییش گرفت اونم دستشویی شماره 2
حالا ما چ کنیم چ نکنیم ک باران خانم (گودزیلامون)دستشوییش داره میریزه ک یهو دیدم (باران)داره زیر لب ی چی میگه؟!
من با ی همچین قیافه ای ب مامانش میگم :O_oاین چی داره میگه؟!
حالا گودزیلا داش میگفت: "شیا شیا املوز بولو فلدا بیا "^_^
ک مامانش گف: من بهش یاد دادم ک هر وخت دستشوییش گرفت و جاش نبود ب خودش تلقین کنه و بگه : سیا سیا امروز برو فردا بیا
من: حالا این سیاه ینی چی اونوخت؟؟؟؟
مامان گودزیلا: در اینجا سیاه ب معنی عن هستش:دی :دی ^__^
دیگه خودتون قیافه منو متصور شین دیگه
فک و فامیل خلاقه ما داریم؟؟؟؟؟؟
لایک:بدو برو بچه رو ببر دستشویی بابا دستشوییش ریخت بدوووووو
اون عقبیا لایک میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ı
پیام

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
یادش بخیر..
چقدر از پشت پنجره منو نگاه میکرد وآمارمو میگرفت ک کی میرم و کی میام...
یادش بخیر..
ب هر بهونه ای میرفتم جلوش تا حداقل فقط ی سلام بهش بکنم و اونم فقط ی جواب بهم بده و صدای قشنگش دوباره بپیچه تو گوشم..
شبا...آخ آخ آره حامد یادته شبای ابری ک آسمون دلگیر بود و فقط ی خدا بود و تو بودی و یاد اونو یه آهنگ مرتضی پاشایی ...
آخ آره همون آهنگ که میگفت:
امــشــب میخای بری بدون من خیسه چشای نیمه جون من حرفام نمیشه باورت چی کار کنم خدایاااااا
راحــت داری میری ک بشکنم عشقم بزار نگات کنم ی کم شاید با هم بمونه دستای ما
.. و من بودم و هق هق اون شبام ک سرمو میکردم تو بالش تا کسی صدامو نشنوه..
ببین لعنتی رفتی و فقط واسم ی مشت خاطره زجر آور گذاشتی
نـــــــــــــــامــــــــــــرد دارم دق مــیــکــنــم

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
شــــیـــــخ پــــــشـــــم الــــــدیــــن کــــــــشــــکــــولــــی:
.
.
طــــوری نــــــکـــــنــــــــیـــــد کـــــه طـــــــوری شــــــود کـــــه مــــــردم فـــــــکــــر کـــــنـــــنـــــد طـــــــوری شـــــــده !!!
.
.
{{{{ گِـــریـــــه حــــــضـــــــار }}}}

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عــــــاقـــــــا دانشگاه بودیم که استاد دیر اومدش و کلاسمون هم مختلط بود و 10تا پسر بودیم 15 تا دختر
بعد دوستم پاشد رفت پای تخته و برگشت گفت عاقایون و خانوما استاد دیر کرده و طبق قانون ما 7 دقیقه صبر کردیم و نیومده ! میتونیم بریم^___^ :دی :دی
دختره برگشت گف: نه عاقا شاهین میمونیم بعد واسمون داستان میشه!
دوستم: نه بابا چ داستانی؟؟؟؟شما از چی میترسید؟؟؟؟
دختره: از اینکه بیاد و حضور غیاب بکنه ما نباشیم و غیبت بزنه واسمون@@
دوستم: بیخی آل بابا!!!الان حامد واسمون حضور غیاب میکنه *_* :دی
حالا من پاشدم رفتم پشت میز استاد نشستمو دونه دونه اسامی بچه ها رو خوند�
گفتم:شاهین......گفت:حاضر استاد...
گفتم:آورین....علیرضا.....گفت:حاضر ..
بعد یه نگاه انداختم به دختره دیدیم کیلیپسش خیلی یزرگه
منم که فرصت طلب گفتم: کـــیــــلِـــپـــس!!! :دی :دی :D :D
...... وهمانا کلاس رفت رو هوا و دختره هم رفت تو کیلیپسش محو شد
اصن من خیلی سادیسمی ام ...مـــــیــــــدونـــــــم

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا پسر خاله ما( عضو4جوکه) امروز اومده خونه ما بهم میگه :
حامد یه عطر خریدم خیلی خوشبو
من: *_____* واقعا ؟؟؟؟؟؟ حالا چه بوی میده؟؟؟؟؟
پسر خالم:تو بوی نم خاک و بوی نم پوشال کولر و بوی سیب رو در نظر بگیر
عطر من همون بو رو میده!!!!!!
من::||||||||||
پسر خالم::)))))))))))))))))
نم خاک::////////////////
نم پوشال کولر::(((((((((((((
بوی سیب:DDDDDDDDDDDDDD
افق::؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مــــن دیـــــگـــــه حـــــرفـــــی نـــــدارم

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا ما فال گوش واستاده بودیم داشتیم حرفای گودزیلاهای خانوادمونو گوش میکردیم:
گودزیلای شماره1(دانیال ملقب به دنی پسر خالم):
نمیدونی راستین این چن شب که هوا سرد شده انقد من سردم میشه که سعی میکنم برم کامل زیر پتو و همون زیر ب.گ.و.ز.م. تا شاید گرم شم وختی هم که صبح پا میشم تا نیم ساعت بیهوشم ولی خوب به گرم شدنش می ارزه
من جای گودزیلامون میرم افق
گودزیلای خلاقه ما داریم آیاااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
دختره رو از هر زاویه ای که نگاه کنی میشه متولد77
بد استاتوس زده:
» وقتی که زیبا میشوم احساس میکنم مردم به من لبخند میزنند«
یه پسره هم واسش کامنت گذاشته بود:
جوجو مدرسه میری هنوز؟؟؟
مشقاتو نوشتی؟؟؟؟؟
شبه دیر وقته بچه محصل ها باید ساعت 9 خواب باشن برو عروسکتو بغل کن بخاب
آفـــــــریـــــــــن دخــــــــــــــــمـــــل بـــــــــــــــــــابــــــــــــــــــا
من که داشتم اینا رو میخوندم داشتم باند های اسپیکرمو نوازش میکرد�
فک کنم دختره هم رفت تو افق

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا با مخاطب خاصمون سوار اتوبوس شدیم و من رفتم قسمت آقایون و اون رفت قسمت خانوما
یه دفعه ای دیدم بچه بغل داره میاد سمت من نگو اونجا ی بچه دیده بغل مامانش که خیلی گریه میکرده از مامانش بچه رو گرفته ک شاید بچه بغل خودش ساکت بشه
حالا من بعد از دیدن مخاطب خاصم که بچه بغل کرده داره میاد سمتم:O_o آزاده این چیه؟؟؟؟؟؟ بچه واسه کیه؟؟؟؟؟؟
مخاطب خاصم: حامددددددددددد نگاش کن چقد نازه؟؟ :دی :دی ^_^
من:آره نگاش کردم خیلی نازه.. حالا واسه کی هست؟؟؟
مخاطب خاصم:بغل مامانش گریه میکرد منم ب مامانش گفتم بزاره چند لحظه بغلش کنم شاید گریش بند اومد
من: ببر بچه رو بده مامانش بدو
مخاطب خاصم: نوموخام مال خودمه واااااااااای چقد نازه حـــــــامـــــد
من:برو مامانش داره نگامون میکنه ببر بده مامانش تو اتوبوس ضایعست
مخاطب خاصم:نــــــــــــومــــــــــوخــــــــــام :دی :دی &____&
حالا من 2 ساعته دارم باهاش کلنجار میرم نمیره بچه رو بده مامانش بچه ها شما ی چی بگید خو
لایک: دختر خوب ببر بچه رو بده مامانش انقد حامد اذیت نکن ^__^

ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
یه دوستی میگفت آدما 2 دسته اند:
.
1) یا بچه کرج هستن
2) یا دوست دارن بچه کرج باشن
.
و اون دوست در ادامه حرفاش گفت:
میدونی عشق و حال بچه های تهران چیه؟؟؟؟؟
من:o_O نه چیه؟؟؟؟؟؟
اون دوست: این که برن بالای برج میلادشون و ببینن پرچم کرج 421 متر بالاتر از برج میلاده
حالا شما مدیونید اگه فکر کنید من و اون دوست بچه کرج هستیم گفتم که در جریان باشید
لایک: بچه های کرج ریز ریز ریز ریز ریز ریز ریز ریز ریز حالا درشتش کن