شما اتاق های خوابگاه های دانشگاه های کل کشور رو به روش سرشماری ( جدیدا میگن تمام شماری) بررسی کن اگه رو موکت یکیشون جای اتو نبود من میرم افق
بدون عشقم جایی نمیرم اون هم باید راضی کنین
@hraha67 · ۸۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵ رأی)
شما اتاق های خوابگاه های دانشگاه های کل کشور رو به روش سرشماری ( جدیدا میگن تمام شماری) بررسی کن اگه رو موکت یکیشون جای اتو نبود من میرم افق
بدون عشقم جایی نمیرم اون هم باید راضی کنین
یه وقت زشت نباشه من فرق "خیابان"، "بلوار" و "بزرگراه" رو نمیدونم؟
ولی "جاده" راهیه که دو تا شهر رو به هم وصل میکنه.. این میدونم
اعتراف میکنم بچه بودم (ما وقتی کوچولو بودیم بچه بودیم نه گودزیلا) هر وقت برام دمپایی نو میگرفتن تا چند هفته باهاشون مجلسی رفتار میکردم مثلا: با دمپایی داداشم دستشویی میرفتم، آروم راه میرفتم، جلو در جفتشون میکردم...
اعتراف میکنم اون حسی که شماها نسبت به ساعت برنده شدن دارین من نسبت به خواستگار دارم..
مثال میزنم بهتر متوجه بشین:
اگر این صفحه را ببندید دیگر برای شما باز نمیشود= ما رو یه بار رد کنن دیگه اونجا برنمیگردی�
تبریک شما برنده تخفیف شدین= بخت دخترتون باز شده ایشالا همه جوون ها خوشبخت بشن
تبریک به شما کاربر خوش شانس= همه جا پر از دختره ولی ما شما رو انتخاب کردی�
درب منزلتان تحویل بگیرید= بعد از محرم براشون عقد بگیری�
اعتراف می کنم از ترس ساعت برنده شدن پست هاتونو لایک نمی کنم.
مورد داشتیم دانشجو ترم یکی کارشناسی توی خوابگاه به ترم بالایی ارشد جسارت کرده.. گفته: "شما ساعت 3 با عشقتون حرف میزدین من بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد"
ارشده من نبودم ها .. یکی دیگه بود
به هم اتاقیم گفتم الان شوهر آینده ات داره برا دوس دخترش کادوی ولنتاین میگیره.. گفتم پول نون سفره تو و بچه هات رو داره میده برا دختر مردم کادو میگیره..
افسردگی ماژور گرفته همین روزها خودکشی میکنه ایشالا ..اونوقت من وسایلم رو میزارم رو تختش
وقتی هم اتاقیت میگه از سبزی بدم میاد منظورش اینه که از خریدن و پاک کردن و شستن سبزی بدش میاد نه از مراحل دیگه اش..
تصمیم دارم قسمت قدردانی پایان نامه ام از گوگل به خاطر زحمات بی دریغش تشکر کنم
برنج هر چقدر هم خوش پخت باشه آبجی من یه راهی برای شفته کردنش پیدا میکنه.. اینم فک و فامیل ما
مورد داشتیم پسره هر شب مسواک میزده...
دقت کردین؟؟؟
صفحه تبلیغات هم تهدیدمون میکنه.... اگر این صفحه را ببندید دیگر برای شما باز نمیشود..
خوشگلا رو میگیرن...
.
.
.
.
.
از آرامشت معلومه خیلی واقع بینی..
حالا که زیر تایید نشده هامون چیزای مختلف مثل محتوا تکراری، بیشتر تلاش کن و قوانین مقررات اینا مینویسین زیر تایید شده هامون هم باید آفرین یا صدآفرین یا مرسی پسر گلم یا آفرین دختر خوشگلم بنویسین .. با این وضعیت من یکی که ادامه نمیدم :)))
مورد داشتیم مربی به دانشجو پرستاری گفته برو یه آمپول ویتامین B12 بکش بیار رفته قفسه هارو گشته پیدا نکرده دو تا ویتامین B6 کشیده آورده
به بعضی ها هم باید گفت موقع خاطره تعریف کردن رژیم غذایی من در نظر بگیر عزیزم من از زیتون دونه ای 200 تومن تغذیه میکنم نه از یونجه :|
اعتراف میکنم سال اول ابتدایی یک ماه اول از مدرسه فرار میکردم تا اینکه یک روز تا آخر توی مدرسه موندم خانم معلم یه مداد که سرش عروسک داشت بهم جایزه داد و مشکل فرار من حل شد .. یه روز داداشم گفت این مداد رو مامان داده بود به خانم که بهت بده منم جیغ و داد راه انداختم مامان گفت این کار نکردم و عمه هم شهادت داد که خانم معلم رو موقع خریدن جایزه ام توی مغازه دیده که من آروم شدم و اما داداشم... دمشو گرفتن انداختنش تو حیاط شب رو رو پادری خوابیده بود عقرب هم سرشو نیش زد .. دلم خنک شد :))))
اعتراف میکنم بچه که بودم همش فکر میکردم اگه پدر مادر واقعیم پشیمون بشن بخوان بیان دنبالم ببرنم باهاشون برم یا بمون پیش این خانواده؟ اخه خواهرم گفته بود: یه روز تو حیاط بازی میکردم دیدم صدای گریه بچه از کوچه میاد رفتم دیدم تو رو توی سبد گذاشتن دم در اومدم به مامان گفتم اونم دلش برات سوخت اورد بزرگت کرد.
اعتراف میکنم بچه بودم فکر میکردم من و خواهر برادرم مثل میوه از درخت آویزون بودیم یه روز پدر مادرمون اومدن ما رو چیدن گذاشتن سبد آوردن خونه..
اعتراف میکنم بچه که بودم کلیپ می دیدم فکر می کردم پسره بابای دختره است و به چند دلیل به دختره حسودیم می شد باباش جوونتر بود، لباسای خوشگل تنش بود ولی من پیراهن مامان دوز تنم بود، باباش ترانه های مختلف با آهنگ براش میخوند ولی بابای من یه ترانه بلد بود .. اینو: نازلی قیزیم دوزلی قیزیم مارال قیزیم کهلیک قیزیم ..... پوخلی قیزیم...