ه

هانیه

@hraha67 · ۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵ رأی)

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم اون حسی که شماها نسبت به ساعت برنده شدن دارین من نسبت به خواستگار دارم..
مثال میزنم بهتر متوجه بشین:
اگر این صفحه را ببندید دیگر برای شما باز نمیشود= ما رو یه بار رد کنن دیگه اونجا برنمیگردی�
تبریک شما برنده تخفیف شدین= بخت دخترتون باز شده ایشالا همه جوون ها خوشبخت بشن
تبریک به شما کاربر خوش شانس= همه جا پر از دختره ولی ما شما رو انتخاب کردی�
درب منزلتان تحویل بگیرید= بعد از محرم براشون عقد بگیری�

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
جوک

به هم اتاقیم گفتم الان شوهر آینده ات داره برا دوس دخترش کادوی ولنتاین میگیره.. گفتم پول نون سفره تو و بچه هات رو داره میده برا دختر مردم کادو میگیره..
افسردگی ماژور گرفته همین روزها خودکشی میکنه ایشالا ..اونوقت من وسایلم رو میزارم رو تختش

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
پیام

حالا که زیر تایید نشده هامون چیزای مختلف مثل محتوا تکراری، بیشتر تلاش کن و قوانین مقررات اینا مینویسین زیر تایید شده هامون هم باید آفرین یا صدآفرین یا مرسی پسر گلم یا آفرین دختر خوشگلم بنویسین .. با این وضعیت من یکی که ادامه نمیدم :)))

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم سال اول ابتدایی یک ماه اول از مدرسه فرار میکردم تا اینکه یک روز تا آخر توی مدرسه موندم خانم معلم یه مداد که سرش عروسک داشت بهم جایزه داد و مشکل فرار من حل شد .. یه روز داداشم گفت این مداد رو مامان داده بود به خانم که بهت بده منم جیغ و داد راه انداختم مامان گفت این کار نکردم و عمه هم شهادت داد که خانم معلم رو موقع خریدن جایزه ام توی مغازه دیده که من آروم شدم و اما داداشم... دمشو گرفتن انداختنش تو حیاط شب رو رو پادری خوابیده بود عقرب هم سرشو نیش زد .. دلم خنک شد :))))

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بچه که بودم همش فکر میکردم اگه پدر مادر واقعیم پشیمون بشن بخوان بیان دنبالم ببرنم باهاشون برم یا بمون پیش این خانواده؟ اخه خواهرم گفته بود: یه روز تو حیاط بازی میکردم دیدم صدای گریه بچه از کوچه میاد رفتم دیدم تو رو توی سبد گذاشتن دم در اومدم به مامان گفتم اونم دلش برات سوخت اورد بزرگت کرد.

h
hraha67 ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بچه که بودم کلیپ می دیدم فکر می کردم پسره بابای دختره است و به چند دلیل به دختره حسودیم می شد باباش جوونتر بود، لباسای خوشگل تنش بود ولی من پیراهن مامان دوز تنم بود، باباش ترانه های مختلف با آهنگ براش میخوند ولی بابای من یه ترانه بلد بود .. اینو: نازلی قیزیم دوزلی قیزیم مارال قیزیم کهلیک قیزیم ..... پوخلی قیزیم...