ص

صادق

@sadegh19 · ۷۹ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ص
جوک

سلام به همه.جناب آقای "هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏" سربازوظیفه دمت گرم حلالت به مولا بااین پستای باحالت.حالاپستات به کنار این اسمی که انتخاب کردی خیلی معرکس چندین بار تاحالا پستات رو دیدم و اسمتو خوندم هربار هم به اسمت خندیدم دمت گرم.

ص
جوک

دوست دارم یه رشته ی خوب وپردرآمد قبول بشم وانقدی پول دربیارم که بتونم پدرو مادرم رو هم بفرستم مکه و هم کربلا و بعد اونارو بیارم پیش خودم ودیگه نذارم دست به سیاه وسفید بزنن و خودم نوکریشونو بکنم دستای کارکرده بابام رو ببوسم وبهش بگم هرچی سختی کشیدی بسه فقط دستور بده تا به خاطرت دنیارو به هم بریزم.صورت شکسته ی مادرم رو ببوسم و بهش بگم هرچی دلواپس و نگران من بودی بسه حالا من باید جوش شمارو بزنم...

ص
جوک

باید قوه تخیلت خیلی قوی باشه ها:::الآن بازیکن رئال مادریدهستم!!!اونم مدافع مرکزی! Arbeloa توپ رو پاس میده به من.Messi خیز برمیداره بیاد توپو ازم بگیره(چون فک میکنه آماتورم)در نهایت خونسردی یه لایی کف پابهش میندازم.تعادلش بهم میخوره.ب زمین میخوره (یواشکی زمینو گازمیگیره)Iniesta میاد انقدسریع پاعوض میکنم که ازون ستاره ها دور سرش بچرخه سریع ردش میکنم.Xavi و Fabregas رو بایه یه پادو پا میفرستم تو باقالیا.ای بابا اینC.Ronaldoهم دیوونم کرده هی میگه پاس بده آدم حسابش نمیکنم.خب حالا بایه دریبل زیدانی Poyol رو جا میذارم(بقیه دفاع Ronaldoروگرفتن)تک به تک باvaldesبایه سر توپ جا میذارمش.(فردوسی پورم هی میگه چقد خوبه این صادق!!)توپ رو رو خط نگه میدارم همه بلندمیشن ولی من توپو میزنم بیرون و بهMessiاشاره میکنم که رو زمینه و داره زمینو گاز میگیره.دست یکی رو روی شونم حس کنم آروم برمیگردمRonaldoیکی میخابونه زیر گوشم که دیگه ازین غلطا نکنم.بعدم با اوردنگی منو از تیم میندازن بیرون.(کثافتا)

بایدسه دسته ازآدمهارو کتلت کرد: 1-اونایی که فکرمیکنن صداشون خوبه و همش آهنگای خواننده هارو تقلید میکنن(درحالی که با خوندنشون خروسهارو از تخم میندازن) 2-اونایی که همش ادای(عدای)علیرضاخمسه رو تو فیلم پایتخت درمیارن(درصورتی که به بدترین شکل ممکن این کارو میکنن) 3-اونایی که تو جمع یا مهمونی برای جلب توجه مثل کانگورو حرف میزنن همشم پاراذیت.....(با این وضع فکر کنم که اولین قربانی خودمم البته فکر نکنم موردآخر در مورد من صدق کنه ولی دو مورد اول....)

فانتزی من اینه که وقتی واسه ارسال یه متن به4jokوقت میذارم وقتی اومدم تو سایت ببینم متنم رو توسایت قراردادن.حالا لایکم خورد خورد نخوردم نخورد.مهم اینه یکی بخونه و یکم بخنده و بگه دمش گرم....الآنه که بغضم بترکه......ودیگرهیچ

فانتزی من اینه که وقتی ازبیرون میام و به شدت گرسنمه و میرم واسه خودم غذاگرم میکنم یا املتی نیمرویی کره مربایی چیزی دست و پامیکنم وقتی سفره رو باز میکنم ببینم توش نون گرم و تازه هست.ولی هر وقت من با این حال اومدم سفره رو باز کردم توش یا دور نون هابوده یا نونا بیات شدن.حالا نونوایی هم بستس تو یخچال هم نون نیست...حالا مادرمم این وسط بگه اوه به سجاد گفتم الآن داداشت میاد گرسنه است همه نونارو نخوریا برو نون بگیر فکر کنم باید خودت بری نون بگیری صادق...که همین جمله باعث میشه از کلت دود بلندشه....

ص
صادق ۱۳ سال پیش
جوک

برای 13بدر من شدم مسئول جمع آوری فک و فامیل(ازطرف بابام این ماموریت خطیر بهم داده شد) یکی یکی زنگ زدم که باباجان بیاید فلان جا جایه باحالییه.یک ساعت به هرکدوم آدرس دادم همه هم میگفتن مامیخواستیم بریم فلان جا ولی چون تویی باشه میایم همونجاکه تو میگی...آقا مارو میگی چاق که چی اینا مارو داخل آدم حساب کردن...حالا رفیم همون فلان جا باورکنید خر پر نمیزد...چیزی نمونده بود بابام ماشینو بکنه تو دماغم...اینا به کنار زدم به داییم میگم:عشقی چرانیومدین؟میگه:به تو چه مگه تو وکیل وصی مایی؟....تو رو خدا اینا فک و فامیلن ماداریم....ای خدا یه دونه ازون رعدو برق خفنات بزن فرق سر من....

ص
صادق ۱۳ سال پیش
جوک

اول سال کلاس کنکور شیمی میرفتیم ساعت6صبح تا7:30 !!!!!!!عاقاهمه ساعت5:45دم درمدرسه بودیم دبیرمونم اومده بود.منتظربودیم یکی بره به این سرایدار مدرسه(بابای مدرسه)که یه آدم هیکل وچارشونه هم بود بگه بیاد دروبازکنه.نمیدونم چی شدکه مارو جوگرفت و گفتم خودم میرم.حالارفتم زنگ زدم درو بازنکرد در زدم باز نکرد.آخرسر اومدم به پنجره خونشون زدم.یه بار دوبار...صدایی نمییومد که بگه اومدم(نگو طرف میگفته اومدم منتها(ممتها)من نمیشنیدم)منم همینجوری هی محکمتر میزدم.یه دفعه باصدای بلند دادزد اومدم دیگه....(بوووووووق)...حالامارو میگی جفت کرده بودیم. سریع اومدم پیش بچه ها .....بچه ها:چی شد؟ من:هیچی الان میاد بازمیکنه...چشمتون روزبدنبینه یارو اومد بیرون کمربندشم دورگردنش.چیزی نمونده بودکه فرارکنم.یارو:کدوم....اینجوری در میزد هان؟دوبارتکرارکرد...باز مارو جو گرفت گفتم:من بودم مشکلی داری؟(آخه خیت بود جلو بچه ها ومعلمه کم بیارم)انگارآتیشش زده باشی بزور سه چارنفری بچه ها نگهش داشتن.حالا من:ولش کنین نه ولش کنین ببینم چی میگه(حالاازین ور داشتم....به خودم)......و دیگر هیچوقت جوگیر نشدم......

ص
صادق ۱۳ سال پیش
جوک

داشتم درس میخوندم که پسرخالم صدام کرد بیا تلفن داری!من:بفرمایید(البته بعدازچاق سلامتی).طرف:شمادانش آموز صادق.خ هستید؟من:بله بفرمایید؟طرف:شما حتماشنبه بیاید اداره آموزش و پرورش مرکزی...من:ببخشید واسه چی؟طرف:شمابه تیم فوتبال جوانان استان معرفی شدید حتماشنبه بیاید برای پرکردن یه سری فرم...من:راست میگین من حتما میام اصلا همین الآن بیام خوبه؟کجاهست این اداره؟....طرف:آدرسش راحته فقط شما حتما قبلش یه سر خونه عمتون بزنیدآخه من بیشتر وقتا اونجام...بعدم صذای قه قهه زدنش اومد...آقاتازه فهمیدم پسرعممه صداشو عوض کرده تااومدم الکی بگم همون اول فهمیدم...دیدم یه ملت شامل مرد و زن پشت تلفن دست میزنن ومیگن:صادق سر کاری..صادق سرکاری..هیچی دیگه الآن یه هفته است هرجامیرم از5ساله تا50 ساله ازم میپرسه از تیمتون چه خبر بالآخره قهرمان شدین؟!؟!؟!؟!دیگه اجازه بدید من سرموبکوبم به این میز دیگه.....