s

soheil

@982828 · ۱۲۳ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۷۰ رأی)

s
s.o.h.e.i.l ۱۱ سال پیش
جوک

اقا تو عید ویلا شمال داییم اینا بودیم گفتیم اسم فامیل بازی کنیم ...
یه دختر دایی دارم هشت ،نه سالشه گودزیلاییه واسه خودش از حرف (ر) بازی کردیم به حیوون رسید میگه راه راه بعد میگیم چی هس میگه گوره خر از ه به حیوون رسید میگه هویج خوار میگیم چیه میگه خرگوش ...
استدلالو بین ...

s
s.o.h.e.i.l ۱۱ سال پیش
جوک

با عشقت دعوات میشه دستات یخ میکنه
بابات میگه حالت خوب نیس بریم دکتر
غذا نمیخوری :
مامانت میگه تا غذا نخوری لب به غذا نمیزنم
سره ابجیت داد میکشی :
میگه حالت خوش نیس بریم بیرون دور بزنیم
داداشت میگه :
با کسی دعوات شده برم شکمشو سفره کنم
همینا دلشون واسه ادم میسوزه
عشق من همین جاس ......خانواده ام.....

s
s.o.h.e.i.l ۱۱ سال پیش
جوک

همین امروز سره کلاس ادبیات در مورد ناصر خسرو صحبت میکردیم
رسیدیم به اونجایی که از خواب غفلت بیدار شد ،رفت مسجد
بعد دختره میگه استاد ناصر خسرو ماله زمانه قبل از اسلامه...
اخه یکی نیس بگه : اگه ماله قبل از اسلامه چطوری غسل کرده رفته مسجد توبه کنه ..... ها
خدایا توبه از دست این دخترا .

s
s.o.h.e.i.l ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز تو دانشگاه استاده نیومد منم ذوق هنریم گل کرد گفتم بزا نقاشی بکش�
اقا شروع کردم یه چشم و ابرو یه درخت بایه موتور بماند که بچه ها چقدر حال کردن
اومدم خونه مامانم دیده نه گذاشت نه برداشت گیر داد ه اون چشمه چشم کیه ؟
من ...
اقا گیر داده بود تا نگی نمیذارم بری بیرون هی میگم مادر من چشمه دیگه چرا اون موتورو یا درختو نمیگی میگه موتور که موتوره درختم که درخته ...
دی ... من دیگه حرفی ندار�
خو اینم چشه .