سه مرحله زندگی تو ایران:
۱- تولد
۲- اینجا دیگه چه جهنمیه
۳- مرگ
@yalda72 · ۱۵۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۹ رأی)
سه مرحله زندگی تو ایران:
۱- تولد
۲- اینجا دیگه چه جهنمیه
۳- مرگ
من: خیلی دوست دارم برم سفر
حساب بانکیم: منظورت مثلا... تا حیاط پشتیه؟
هیچ وقت خوابشم نمیدیدم تو یه کشور جهان اولی زندگی کنم و یه روز بستههای پستیمو با پهباد بفرستم! الان اشک شوق تو چشام حلقه زده! جهرمی مرسی!
یکی میمرد ز درد بینوایی دیگری میگفت زردک میخوای؟
شده قضیه ما و سورپرایز وزیر
واقعا امیدوارم بچهم در آینده ریاضیش خوب باشه چون من بعد از سوم دبستان نمیتونم کمکی بهش بکنم
اونقد که بعضیا علاقه دارن تو زندگیت دخالت کنن خودت علاقه نداری توش دخالت کنی
من هیچوقت واسه کسی که ازش متنفرم آرزوی مرگ نمیکن�
آرزو میکنم وقتی تو ترافیک گیر کرده
یهو یه اسهال انفجاری بگیره
بعدشم هی پشت هم عطسه کنه
بدترین سال زندگیم تا الان بزرگسالی بوده
عاشق این ویژگی موسیقی هستم که از یه جا میبردت جاهای دیگه
مثلا الان رفتم یه کافه داشت آهنگ گلزارو پخش میکرد واسه همین دارم میرم یه کافه دیگه
یارو نوشته میخوام یه کافی شاپ بزنم به اسم «من صبحها اعصاب ندارم»
اسم قهوه هاشم بذارم:
«خفه شو»
«گم شو»
«فردا امتحان دارم»
«با من حرف نزنین»
لامصب ایده قرنه کاش پول داشتم روش سرمایهگذاری میکردم
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است
اما چه سود، حاصل گلهای پرپر است
#آبان۹۸
ميگويند:
سفير انگلیس در دهلى از مسيری در حال گذر بود، که يك جوان هندی، لگدی به گاوی ميزند ، "گاوی كه درهندوستان مقدس است "!
فرماندار انگلیسی پياده شده وبسوی گاو ميدود و گاو را ميبوسد و تعظیم میکند!
بقيه مردم حاضر كه ميبينند يك غريبه اينقدر گاو را محترم ميشمارد، در جلوى گاو ، سجده ميكنند و آن جوان را بشدت مجازات ميكنند.
همراه فرماندار با تعجب ميپرسد:
چرا اين كار را كرديد؟!
فرماندار ميگويد:
لگد اين جوان آگاه، ميرفت كه فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بياندازد، ولی من نگذاشتم!
چه حکایت آشنایی از این روزهای ماست.
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایم...
گنجشکی که از مترسک بترسد از گرسنگی میمیرد
-چگوارا
یکی به روحانی بگه نت وصل شده فردا شاکی نشه
کاش ممد بودیم و الان نبودیم ببینیم
دوران بردهداری تموم شد،اما در ازاش کلی برده بهرهکشی، شکنجه و کشته شدن
این روزا هم تموم میشه اما در ازای مرگ تدریجی بردههای این دوران
تنها جایی که ایرانیا به فواید صبحانهی کامل اعتقاد پیدا میکنن
تو هتله
از حکومت پیامبر فقط زندگی در شعب ابی طالبش به ما رسیده!
رفتم کباب بخرم سر در کبابی نوشته بود ۱۰۰٪ گوسفندی
بعد از خوردن فهمیدم منظورش من بودم
وقتی شروع میکنم به تخمه خوردن ، فقط مرگ میتونه جلومو بگیره