تنها نبودم حتی یک دقیقه با تنهایی که بهترین رفیقه...
@mojtaba13 · ۱۴۸ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
تنها نبودم حتی یک دقیقه با تنهایی که بهترین رفیقه...
وجودمان گاهی چه گرم میشود... به یک"دلخوشی کوچک"
به یک"هستم "
به یک"کجایی؟"
به یک"خوبی؟"
به یک"حضور "
به یک"سلام "
یکی از فانتزی های کوچیک من اینه که به همه فانتزیام رسیده باشم و دیگه هیچ فانتزی نداشته باشم...
لایک:چه فانتزی قشنگی
اندرحکایات اعترافات من...
بیست لیتر نفت تو حلقم اگه دروغ بگم
یکی از اعترافات من اینه وقتی که بچه بودم(4سالم بود)خیلی تشنم بود بدون توجه رفتم یه استکان اب که رو ظرفشویی بود خوردم ولی بعدا با کمال تعجب فهمیدم که اب نبود نفت بودکه خوردم و بیهوش شدم.
لایک =چه جوری زنده موندی تو؟با یه کاسه ماست که ریختن تو حلقم.
اقا دیدین بعضی از این دمپایی ها صداهای نا هنجاری از خودشون تولید میکنن
من یه روز پوشیدم داشتم میرفتم مغازه سرکوچمون ،هیچی دیگه با هر قدمی که ور میداشتم صداتولید میشدهمسایه ها هم چپ چپ نگاه میکردن تا برم بیام5کیلو از اب بدنم بخار شد . ابروم رفت دیگه...
لایک:ایشالله که قسمت شما نشه...
مهمون اومده بود خونه داشتیم شام میخوردیم مامانم اومد بگه نون وردارین (ولی سوتی صوتی ثوتی بدی داد)گفت چرا نون ور میدارین هیچی دیگه همه سفره رو کشیدن به دندونشون.
عاغا جاتون خالی من از شوهر خواهرم یه سوتی گرفتم در حد سریال پایتخت2
داشتیم سریال پایتخت2رو میدیدیم(یه قسمت مونده بود که تموم بشه)یه زیر نویس اومد که نوشته بود پایتخت 2قسمت اخر فردا شب
اقا ایشون خوندن پایتخت، دو قسمت اخر فرداشب (یه 20نفری بودیم) اینو که گفت دیگه همه ترکیدن منم جای دوری نرفتم همون تلوزیون که نزدیکم بود گاز گرفتم.
قیچی و برداشتم دارم باهاش کاغذ میبرم بابام میگه نکن پسر قیچی کند میشه یه روز دیگه دارم پارچه میبرم میگه نکن کند میشه میگم پدر جان میشه بگی واسه چی این قیچی و گرفتیم میگه گرفتم تااون زبون تورو قیچی کنم
پدر زبون قیچی کنه من دارم اخه...
یکی از اعترافات من اینه،تودوران بچگی فکر میکردم عروسی پدرو مادرم و دیدیم وهر وقت حرف عروسی میشد من میگفتم دلتون بسوزه من عروسی باباپ مامانم و دیدم:دی
اقا الان هیچی مثل تبریک سال نو ادمو زجر نمیده(سه هفته از عید رفته تمومش کنین دیگه) لامصب بدتر از شکست عشقی میمونه!
پوست گوجه ها تو حلقم اگه دروغ بگم عاغاما امشب املت خوردیم من که میخوام تو عروسیم املت بدم به مهمونا اخه از کباب گرون تر در میاد ما اینیم دیگه باید ابرو داری کنم ...
فک و فاميل ما 12ماه سال يه زنگ خشک و خالى نميزنن ولى همچين که عيد ميشه زنگ ميزنن واسه خودشون جا رزرو ميکنن اگه فک و فاميل شما هم اينجورى هستن لايک يادتون نره.