از رادیو دست میکشم....
هیچ موجی زیباتر از موج موهای تو نخواهم یافت !
@doll · ۲۶۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶۲۸ رأی)
از رادیو دست میکشم....
هیچ موجی زیباتر از موج موهای تو نخواهم یافت !
آیا میدانید چند نوع عنکبوت داریم ؟؟؟
.
.
.
.
یک نوع عنکبوتهایی هستند که تار میزنند
بقیه بلد نیستند تار بزنند پیانو میزنند
یکسری هم هستند که ساز بلد نیستند دست میزنن
اگه کاری ندارید من برم دنبال اکتشافات بعدی
دست فروش های کنـــــــــــــار خیابان
مرا دست می اندازند
وقتی روسری تو روی دست هایشان
مــــــــــــــــی رقصد
و بـــــــاد ادای موهای تو را در می آورد...!
ﺗﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ
ﭼﺸﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ :
ﺳﯿﻨﻪ ﺳﭙﺮ
ﻧﮕﺎﻩ ﺟﺬﺍﺏ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮊﮐﻮﻧﺪ
ﺁﺳﺘﯿﻨﺎ ﺑﺎﻻ
ﻗﺪﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺮﺩﻩ
ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
پسره ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﮐﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﮐﺘﮏ ﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺷﻮﺧﯽ
ﺧﺮﮐﯽ ﻭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﺱ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ ﻧﻪ!
دختره پیام داده تو چرا عکس پروفایل منو لایک نمیکنی ...
گفتم الان لایک میکنم عزیزم
رفتم دیدم ۱۴۴۲ تا لایک خورده بود عکسش ...!!
هنوز نتونستم هضم کنم از کجا فهمید من لایک نکردم
والا بخدا!!!!!!!!!!!
یعنـی بــه درجــه ای از محبــوبیـت رسیــد�
کــه هــر چــرت و پــرتی میــزارم لایـک میکنیــد
باﺯﻡ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭﻥヽ、ヽ``、、、 `、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、、ヽ ヽ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、 ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽヽ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、 `、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、 `、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ`、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ ﭼﺸﺎﻡ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﻧﻮﺭﻩ ﭼﺮﺍﻍ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ、ヽ`、ヽ、ヽ` `、、`、、ヽ`、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ `、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、` `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺍﺭﻭﻡ ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、 ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ` ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ヽ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、 ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、
به سلامتي كسايي كه يه روزي داشته هامون آرزوهاشون بود
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
ما همچين آدماي بخشنده اي هستيم
ب شدت نیاز دارم یکی پایین زندگیم بنویسه : چــند ســال بــعد......
بــه درجه ای از سينگلی رسيــدم كــه
بــه خــودم زنـگ ميــزنـ�
بــوق اشغال ميخــوره فـحش ميــد�
بَــعــد تمــاس از دست رفتــه ميــاد ذوق ميكنــم
ﺗــﻮ ﻣـﻬـﻤـﻮﻧـﯽ ...
ﺑـﺎ ﺯﻥ ﺧـﻮﺩﺕ ﺑــﺮﻗـﺼـﯽ ﺑـﻬﺕ ﻣـﯿﮕـﻦ ﺑــﯽ ﻏـﯿـﺮﺕ
ﺑــﺎ ﺯﻥ ﻣـﺮﺩﻡ ﺑــﺮﻗﺼﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﺑـﯽ ﺣـﯿـــﺎ
ﺗـﻨـﻬـﺎ ﺑــﺮﻗﺼﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﺍﺳــﮑـﻞ
ﻧــﺮﻗﺼﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﺍُﻣــﻞ
به درجه ای از کمبود توجه رسیدم که هرکی این پست رو لایک کنه
-
-
-
-
-
-
-
حاضرم شمارشو تو گوشیم "نفسم" Save کنم به همین برکت
به سلامتی اون قاضی که متهم رفیقش بود !
به جای این که حکم کنه استعفا داد.
سیب زمینی های خود را دور بریزی�
معلّم یک کودکستان به بچه هاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند .
او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن ، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند .
فردا بچه ها با کیسه هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها ٢ ، بعضی ها ٣، بعضی ها ۵ تا سیب زمینى بود .
معلّم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب زمینی هاى گندیده . به علاوه ، آنهایى که سیب زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته ، بازى بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند .
معلّم از بچه ها پرسید : « از این که سیب زمینی ها را با خود یک هفته حمل می کردید چه احساسى داشتید ؟! »
بچه ها از این که مجبور بودند سیب زمینی هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند .
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: این درست شبیه وقتی است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می دارید و همه جا با خود می برید . بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوى بد سیب زمینی ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟
پس همیشه سعی کنیم کینه کسی رو به دل نگیریم بلکه به خوبی های شخص بیشتر بیاندیشیم تا کینه ای از اون به دل بگیریم
بپیچون
ولی نه کسی رو که خودش جاده چالوسه
چوپان بالای تخته سنگی رفت و به گوسفندان گفت:
با هم باشید و از هم جدا نشوید تا گرگها آسیبی به شما نزنند!
سپس پایین آمد و گله را به طرف کشتارگاه هدایت کرد
اين پسرایی که فقط با یه نفر میپرن
.
.
.
.
.
.
.
اینا پول ندارن هزینه چن نفرو بدن وگرنه عمرا با یه نفر میپریدن
۷۷۸۴۰۲ ثانیه مونده تا تحویل سال ۹۳.
یادتون باشه، من اولین بیکاری بودم که نشستم حساب کردم و بهتون تبریک گفتم...
نه سازم کوک میمونه، نه کیفم کوکه دور از تو
ديگه عکس شناسنامهم به من مشکوکه دور از تو
به من که بیتو معیوبم، مثِ یه چرخ خیاطی
که سوزن میشکنه دائم، شده یه چرخِ اسقاطی
مثِ یه بطری خالی، رو میز پرتِ یه کافه
کناره مرد تنهایی که دائم رؤیا میبافه
اینجا که شعر هیچ غلطی نمی کند
من هم که مست
کدام شعور ؟
ما همه چیز را در مبال خانه جا گذاشتی�
اطراف مان مشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند
و
حقارت شان را با تصور تخریب ما زنده می کنند
اینجا کسی نمانده که حتی شکایتی کنم.