سفره رو جمع کردم مادرم اومده مثلا" دعام کنه میگه انشالله تو بهشت سفره جمع کنی ! آخه مادر عزیز من می دونی اون سفره ای که تو بهشته چند کیلومتره ؟ نه میدونی ؟ نه خدا وکیلی می دونی ؟ نه جان این پسرت میدونی ؟
@cheetah33 · ۶۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
سفره رو جمع کردم مادرم اومده مثلا" دعام کنه میگه انشالله تو بهشت سفره جمع کنی ! آخه مادر عزیز من می دونی اون سفره ای که تو بهشته چند کیلومتره ؟ نه میدونی ؟ نه خدا وکیلی می دونی ؟ نه جان این پسرت میدونی ؟
سامانه شارژ آنلاین 4jok !
+ شارژ به همراه تخفیف ویژه عید نوروز 92
ینی با کله رفتما !
یه شارژ دو تومنی خریدم فقط و فقط سی تومن تخفیف داشت ، فقط سی تومن !
ولی تو این آشفته بازار سی تومن هم غنیمته انصافن !
اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی تو رخت خوابم موقع خواب آب دهنم راه میفتاد و می ریخت رو رخت خواب برای اینکه صورتم خیس نشه خیلی سبک بیدار می شدم بالشمو می ذاشتم اون طرف تخت و دوباره می گرفتم می خوابیدم یه شب چهارده بار این کار رو انجام دادم دیدم نه فایده ای نداره اومدم رو زمین خوابیدم ! بله یه همچین آدمی بودم من . . .
آقا بلدی شارژ رایگان ایرانسل بگیری ؟
بلد نیستی ؟
منم بلد نیستم اما یه دایی دام که این داییم یه برادر زن داره که این برادر زنه یه رفیقی داره ماله دوره سربازیشه ، این رفیقه هم بلد نیست نیست رایگان شارژ کنه ، باور کن راس میگم !
مگه ظهور مهدی طلوع نیست ؟
حواسمون باشه با طلوع نمازمون قضا میشه ،
خوندنش واجبه اما اون چیزی که باید بشه نمیشه !
الان دم دمای سپیدست ،
پاشو برو وضو بگیر نماز انتظارتو بخون
یه شب نشستم پای 4jok تا وسطای شب یهو یادم اومد نماز عشام داره قضا ( غذا ، قظا ، قزا ، غزا ، قذا ، غضا ) می شد تن تن رفتم سمت روشویی پام به موکت گیر کرد با سر رفتم توش . . .
بقیه اش رو نمیگم فقط بدونین اون شب تو حمام وضو گرفتم . . .
نه وان می خوام ، نه دیوار می خوام ، نه مکان مرتفع می خوام ، نه بنزین می خوام ، نه قرص می خوام ، نه طناب دار می خوام ، نه خیلی دیگه از وسایل خودکشی دیگه که تو 4jok در خواست می کنید !
میشینم یه گوشه سرمو می ذارم رو زانوم می میرم !
می پرسی واسه چی ؟
خواهر گرام دهه هشتادی من اومده لب تابم رو با ابر خیس ( توجه داشته باشید ابر خیس ) شسته ! بعد کم کم که بو برده چه گندی زده رفته زیر تختش قایم کرده !
بعد 17 روز پیدا شده مقول اومده که چه کرده !
من فقط سرش داد زدم ( توجه داشته باشین فقط سرش داد زدم ! ) المشنگه ای راه انداخت که منو مجبور کردن ازش معذرت خواهی کنم !
همه ی این ها به کنار !
یه لبخند ژکوند ناشی از پیروزی هم بر لب داره که آدم رو دیوونه می کنه !
خواهر ِ " به تمیزی وسائل برادر خود اهمیت دهنده " است ما داریم ؟
هی . . .
پسر عموم وقتی مجرد بود خیلی اذیتمون می کرد !
ما هم صد تومن به خیاطش دادیم که شلوار دامادیش رو تنگ بدوزه و آبروش پاره بشه !
اما دریغ از 10 درجه انحراف کمر !
کله عروسی صاف و راست ایستاده بود ما مناظر دیگه رو بیخیال شده بودیم فقط چشممون به این بنده خدا بود که چه برش میگذره !
هیچی دیگه دست از پا دراز تر برگشتیم خونه . اگه ختم می رفتیم اینقده حالمون گرفته نبود !
پسر عمویه خوش شانسه ما داریم ، آیا . . .
عاقا ما توی اجرای پروژه ی فضولیشن (!) یه سیم کارت بی پدر مادر تو خونمون پیدا کردیم ! شیطون گولمون زد اس دادیم به رفیقمون:
سلام من پروانه ام دیروز شمارتو بهم داده بودی . . .
نگو گوشی دوستمون دسه باباش بود .
هیچی دیگه موبایل و کامپیوتر و بقیه وسایل ارتباطی رو ازش گرفتن الان حتی از سشوار هم نمی تونه استفاده کنه !
حق خروج از خونه هم نداره !
من مقصرم آیا ؟