م

مهدی

@inception · ۹۹ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۲۸ رأی)

i
inception ۱۲ سال پیش
جوک

زنگ زدم آژانس یه ماشین فرستاد داغون!
یه پیكان فكر كنم ٤٧ بود ، رانندشم یه پیر مرد خشن بود!
رفتم نشستم یهو پیر مرده داد زد : چرا نشستی ؟؟؟؟
گرخیدم ، گفتم: خو چیكار كنم ؟؟؟
با اخم گفت: پیاده شو هول بده ژیگول!...
هول دادم روشن شد!
تو مسیر گفتم :حاجی یه لحظه اینجا واسا من ٢ تا نون بگیرم!
گفت : حاجی باباته زاقارت! یهو زد رو ترمز!
ینی اصن اعصاب نداشتا
نون گرفتم اومدم تا نشستم تو ماشین
دوباره داد زد :چرا پ نشستی ؟؟؟؟
گفتم: ای بابا چیكار كنم خوووو :|
گفت: پیاده شو هول بده!
هول دادم روشن شد!
رسیدیم به مقصد پیدا شدم داشتم می رفتم که یهو پیر مرده داد زد: كجا داری می ری ؟؟؟ بیا هول بده!
ینی رسما ..............!

i
inception ۱۲ سال پیش
جوک

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﻨﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﮊﯾﮏ ﻧﻤﯿﻨﻮﺷﺖ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ چرا ﻧﻤﯿﻨﻮﯾﺴﻪ؟!
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﮐﻤﻪ ﺷﻮ ﺑﺰنید استاد!
ﺍﺳﺘﺎﺩ یه ﺩﻭ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﮊﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ،
ﺑﻌﺪشم ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ....

i
inception ۱۲ سال پیش
پیام

هوا هوای کربلا / هوای بین الحرمین
هوای شور و مستی و / هوای گریه بر حسین ...
دلم دو باره پر زده/ شبیه این کبوترا
دلم میخواد پربکشم / تو آسمون کربلا ....
.
.
از تو ممنونم...نکردی جوابم...باحال خرابم...تو بین گدها...تو کردی حسابم
سالار زینب ... امیری حسینم ... ونعم الامیرم ... ونعم الامیر�
امشب مجنونم...دلم بیقراره...شبم بی ستاره...به حال دلم کن...نگاهی دوباره...