بی مروّت ، اینقدر با موی خود بازی نکن
دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست
@شازده کوچولو · ۷۷ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
بی مروّت ، اینقدر با موی خود بازی نکن
دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست
ای مُصوّر،صورتِ یارِ مرا بی ناز کش
چون به نازش می رسی، بگذار من خود می کشم...
سر به زیر و ساکت و بی دست و پا ، میرفت دل ...
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد ...
دو چشمت از عسل لبریز و لبهایت شکر دارد
بیــــا، هرچند مـــیگــویند: شیرینـــی ضرر دارد
زدم دل را بـــه حافظ ، دیدم او امشب برای من -
"لبش میبوسم و در میکشم می" در نظر دارد
اینجا یکی پست گذاشته بود که
"قـشنـگ تـرین و لـذت بـخـش تـرین پـست
عـاشقانه ی کـوتـاهی کـه هـر دخـتـر و پـسری
مـیـتـونه بـزاره ایـنه که...
بـنویـسه مـنـو عـشقـم بـه هـم رسـیـدیـم...
بـسلامتـی اون روز..."
حالا من و عشقم به هم رسیدیم. بعد از سالها انتظار :-)
تو آسمان را دوست داری....
و من !
تا اوج آسمان، تو را...
به سلامتی اونایی که
برای داشتنشون لازم نیست
با سیاست باشی و نقش بازی کنی
همین که یک رنگ باشی کافیه . . .
و چقــــدر دوســـت داشتنـــی هستنـــد٬
آدمهـــایــــی کـــه شبیـــه حـــرفهـــایشـــان هستنــــد
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
به شیشه های اتاقم دوباره ها کرد�
و از نوشتن اسمت بر آن حیا کرد�
به روی شیشه کشیدم شبیه یک گنبد
به پای شیشه نشستم رضا رضا کردم
زیبایی تو
حــــــــرف ندارد ؛
باید
سکوت کرد ... !!
ﺗﻮ
ﺁﺭﯼ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ
ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﯼ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻝ ﻋﺸﻘﺖ
ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ
ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﻠﺐ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ
ﺩﺭﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺟﻨﺴﺎﻧﺶ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ
ﮐﻪ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﻗﺮﺹ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ....
ﻣﻦ ﺟﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ!
امروز خودم را
آراسته ا�
گفتی که ظهر می آیی
و من یادم رفت بپرس�
به افق تو یا من ؟
و تو یادت رفت بگویی
فردا یا روزی دیگر ؟
چه فرقی می کند ؟
خودم را آراسته ا�
عطر زده و منتظر
با لباسی که خودت تنم کرده ای
زیباست یادت...
ببین اگر خودت بودی
چه غوغایی میکردی ...؟!
عـــشــــق چـیــز عـجـیـبـی نـیـسـت
هـمــیـن اسـت كــه تــو دلــت بــگــیرد و مــن نــفــسـم...!
روزهایم عجیب دلگیــــــــرند
مثل آن جمعه ای که تب دارد
بادل مـــــن کمی مدارا کن ...
به خدا قلــــــــب هم عصب دارد
من زمین و آسمان را ، کهـکشان را دوست دار�
من پل رنگین کمان را ، آفتاب مهربان رادوست دار�
ابرهای پر ز باران ،کوهساران ،ماهتاب و لاله زاران
من تمام مردم خوب جهان را دوست دار�
عاشقان ناتوان را ،عشق های بی امان را
من تمام شاپرکهای جهان را دوست دار�
دوستی های نهان را ، خنده های ناگهان را
من تمام درد های تلخ و شیرین جهان را دوست دار�
مادران را
قلبهای پاکشان را
اشکهای نابشان را
دستهای گرمشان را
حرفهای از صمیم قلبشان را
شوروشوق چشمشان را
من تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دار�
من دروغ بچگان را
شیطنتهای همیشه بکرشان را
رازشان را
پاکی احساسشان را
خنده های شادشان را
بادبادکهای قشنگ و نازشان را
دستهای کوچک وپربارشان را
هر نگاه خالی از نیرنگشان را
اعتماد خالی از تردیدشان را
من تمام شیطنتهای جهان را دوست دار�
سایه های کاج های مهربان را
بید مجنون ها و برگ نازشان را
سروها و قامت رعنایشان را
نخلها و ارتفاع نابشان را
تاکها و مستی انگورشان را
سر کشی های شراب و ...
راستی من تمام درختان انگور جهان را دوست دار�
نازهای معشوقان زمان را
دل شکستنهای بی منظورشان را
قهرهای تلخشان را
آشتیهای زود هنگامشان را
عشقهای آتشین و پر رنگشان را
قلبهای بی تاب و تنگشان را
آشنایی های پرلبخند شان را
و خداحافظی های پر اشکشان را
گریه های شوقشان را
ضربه های قلبشان را
حرفهای بی حد و مرزشان را
من تمام عشق های جاودان را دوست دار�
لیلی و مجنونمان را
خسرو و شیرینمان را
کوه کن فرهادمان را....
یادم آمد من خدا را وخودم را وجهان را
دوست دار�
دوست دار�
دوست دار�
تو مرا ياد کني يا نکني
باورت گر بشود ، گر نشود
حرفي نيست
اما
نفسم مي گيرد
در هوايي که نفس هاي تو نيست !
.
قبلنا فکر میکردم این فقط یه ادعای عاشقانه ست اما حالا میفهمم این یه اعتراف صادقانه ست
حالا که اینجا نیست نفس کشیدن برام خیلی سخت شده
کاشکی خدا تو بین الحرمین یادت بیاره که یکی واس خاطر دل بستن به دروغای تو بی حرمت شد
کاشکی...
من ...
آنقدر با تو بوده ام ...
که از بودن کنـــــار دیگران ،
ســــــــردم مــــــــــــیشود . . . . !!
تداعــــــی نشو ایـــــنقدر ! ...
در این همه خیابان ؛
در این همه آدم