M

Mahsa

@Mahsa_B · ۳۲۱ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۲۴۳ رأی)

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

امرو داشتم وب گردی میکردم .بعد تو یه سایتی عکس یه مدل ایرانی (پسر ) گذاشته بودن ، حالا نظراتو داشته باشین :
دخترا:
واااای.. چه جیگریه (((:
این شوهر منه ها .. ببینین چقد خوجله (: ( حیا و ابرو رو خرده یه لیوان ابم روش )
قربونش برم .. قربون قد و بالاش .. قربون چشاش .. قربون ..... ( این فک کنم اسم دوس پسرش قربون ِ)
ماااااچ .. عزیز دل خودمه .. قربون چشای عسلیت برم من (:
وای مامانم اینا .. تو چرا انقده نازی .. میخوامش.. ( دختره چش سفید )
و .......
پسرا :
عق.. کجای این قزمیت خوشکله ( معلومه داره از حسادت میترکه )
من از این خوشکلترم ، من خودم نمیخوام مدل باشم وگرنه این به گرد پای منم نمیرسه
این میمون که عین دخترا بند انداخته .. ابروهاشم هشتی .. منم برم ابروهامو هشتی کنم خوشکل میش�
چقد این دخترا بد سلیقن .. من و ببینن چی میگن ( اعتماد به نفس نیس که .. اعتماد به سقفه )
من اینو از نزدیک دیدم .. چشاش لنزه
و .......مردم اصن از دس رفتن ...

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

من و دخترخالم تو پیاده رو داریم راه میریم ، هوام فوقالعاده گرم .
من همونطور غر میزدم وای دیگه نمیتونم ، هلاک شدم چقد گرمه .. وای پختم .
دختر خالم برگشته میگه میخوای بریم 5 دقیقه تو بانک بشینیم ؟؟
من : بانک کارم چیه آخه !!؟؟
دخترخاله بریم توش کولر روشنه خنک شیم دیگه ;-)
عجب !!!! :-| مگه خونه مادربزرگه که بریم 5 دقیه بشینیم .
دخترخاله باهوش و زرنگه من دارم ..;-)

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
پیام

آدم وسط خوشی ها اصلا حواسش نیست که دارد امتحان میدهد. خوشیها حوتس ادم را پرت میکند و همین جاست که ممکن است امتحانش را خراب کند .
خدایا ! کمکم کن وسط خوشیها از یادم نروی و کمکم کن تا امتحانم را خراب نکنم.
خدا قصد ندارد که شما مومنان را به این حال رها کند . او میخواهد امتحانتان کند تا ناپاک را از پاک جدا کند.
آل عمران /179

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
پیام

قصه ی یونس را میخوانم و تعجب میکنم. شاید قصه ی یونس قصه همه ادمهاست .
شایدخیلی از ادمها تا ابد در شکم ماهی میمانن و هیچ وقت نمیفهمند که دارند در شکم یک ماهی ، ته ته یک اقیانوس تاریک زندگی میکنند .
خدایا ! مواظب باش و نگذار چشمهایم به سیاهی اقیانوس و تاریکی شکم ماهی عادت کند .

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

این خواهر من چن وقته برا پیام نما شبکه 2 قسمت طنزو سرگرمیش جوک و خاطره میفرسته بعد هیچ کدومشو نذاشتن رو صفحه .. چن روزه منو میبینه چشاشو برا من نازک میکنه ... تهدیدم کرده که اگه برا تو ، تو 4جوک تایید بشه برا من رو صفحه پیام نما نباشه من میدونم و تو ...
خو مگه تقصیر منه ... عجب گرفتاری شدما.. :-(
این خواهر خانوم که من دارم :-(

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

امرو میخوایم بریم عروسی ، رفتم تو اتق دیدم مامان رفته سراغ طلاهاش
منن : مامان این زنچیررو نداشتی ، کی گرفتی ، بده من امرو بزارم :-)
مامی : مگه من هر چی بخرم باید به تو بگم
من : حالا امرو بده من .. باشه مامی جونی :-*
مامی دستت و بکش کنار ، این برا داماد آیندمه ، برا تو نیست ، چه خودشو تحویل میگیره :-\
من : o_O
عجب ، مامان داماد دوسته که من دارم ...

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

اون روزی رفته بودیم واسه ثبت نام دانشگاه ، وقتی ثبت نام کردم از آموزش اومدم بیرون .. مامانم اومده میگه :
بیا مهسا برات 2تا دوست پیدا کردم .تو شهر غریب ، تو که خودت عرضه نداری :-| تازه با ماماناشونم دوست شدم :-)
o_O
حالا جالب اینجا بود که اون دوتایی که پیدا کرده بود نه رشتشون ، نه روزای کلاساشون .. مثل من بود ... بعد اون روزم دیگه ندیدمشون :-)

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

من وقتی دانشگاه قبول شدم یه شهر دیگه ، روزی که رفتیم ثبت نام کردیم بعدش مامان و بابا منو بزور برده بودن پیش تک تک راننده تاکسیا ،بهشون میگفتن این دختر منه ، قراره 4 سال بیاد و بره ، هواشو داشته باشین ، اینم مثل خواهرتون . ..
هر چی به مامان میگم اخه اینا چه یادشون میمونه من کیم ! مگه من بچم !؟ بیا بریم زشته )))):
مامان میگفت : حرف نزن ، کاریت نباشه ، بزا خیالم راحت باشه ..
ابرو برا ما نزاشتن مامان بابا ..))):

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

رفتم تو اتاق دختر عمم ( 6سالشه ) دختر همسایشونم (اونم 6 سالشه ) پیشش بود.
دخمل همسایشون : ای وای اینا چقد میان و میرن ... حالا چیکار داری ؟/:
من که دلم میخواست چشاشو درادم ولی با یه لبخند گفتم شما بازیتونو ادامه بدین کاریتون ندارم .. نماز بخونم میرم (:
حالا دوتایی دارن حرف میزنن..
دخمل همسایه :ریحانه ( دختر عمه ) به پارسا گفتی ؟؟
ریحانه : چیو باید بگم ؟
دخمل همسایه : همون که اگه دوباره اومد پیشمون بگی دیگه حق نداره بیاد . دوسش ندارم ):
ریحانه : نه .. نگفنم ، حالا بزا دخترداییم نمازشو بخونه بره دربارش حرف میزنیم
دخمل همسایه : پس بیا بشین آرایشت کنم (:
ریحانه : بهت میگم بزا دخترداییم بره بیرون بعد.. ای بابا ..
حالا دارم میرم بیرون دختر همسایشون که علاوه بر اینکه دوس داشتم چشاشو درارم سرشم بکوبم به دیوار بهم میگه رفتی درم پشت سرت ببند ، دیگم نیا .. /:
دیگه من چی بگم /: اینا بزرگ بشن چی بشن خدا میدونه !!!

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

امرو اومدیم خونه عمم .من و خواهرم داریم سفره رو میندازین دختر عمم اصن از جاش تکون نخورد بهش میگم فاطی جان اصن تکون نخوریا ناراحت میشم :-|
عمم از اون ور میگه ( با تمسخر ) مهساجان کاریش نداشته باش بچم تازه زایمان کرده حالش خوب نیست .
مامان میگه : مبارک .. حالا دختره یا پسر ؟؟!!
ینی این همه نیش و کنایه زدیم اصن به روی مبارک خودش نیاورد رفت جلو تلوزیون فیلم نگا کرد .:-|
عجب دختر عمه ی تنبلی دارم من:-(

M
Mahsa_namakabrud ۱۳ سال پیش
جوک

دختر خالم اومده بود خونمون ( دهه هشتادیه ) ، بعد بابا سر یه موضوعی عصبی بود صداشو برا مامان بد بالا . یدفه دختر خالم برگشته میگه : اُه ... خالما .. مواظب حرف زدنت باش .. صاحب اختیارش منم .. فِک نکن هرکاری دلت بخوای میتونی بکنی .
بابا O_o
مامی : قربون خواهرزادم برم من (: تحویل بگیر آقا ((:
فک کنم اگه بابا یک کلمه دیگه میگفت از خونه پرتش میکرد بیرون (:
ولی انقده بامزه گفت که حتی بابا هم نمیتونست خندشو پنهون کنه .(: