Deadلطف داری حسابی....
Raya مرسی که راهنمایی کردی...
محمد رسول فک کنم پست شماره 56834532رو میگی.....
Mahsa.....مراقب عزیز...دمت گرم که مهربونی.....
و بقیه دوستان...مخلصیم...ببخشید که یه خورده دیر شد.....
عیدتونم مبارک
@احسان69 · ۱۰۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
Deadلطف داری حسابی....
Raya مرسی که راهنمایی کردی...
محمد رسول فک کنم پست شماره 56834532رو میگی.....
Mahsa.....مراقب عزیز...دمت گرم که مهربونی.....
و بقیه دوستان...مخلصیم...ببخشید که یه خورده دیر شد.....
عیدتونم مبارک
عید همگیتون مبارک......
Violetعزیز....خواهر گرام...
منم ازت ممنونم....خوشحالم که تونستم پستی بزارم که نظر یه نفرو جلب کنه بلخره.....:)))))))))ولی رفتم کلی گشتم تابفهمم کدوم پستو میگیا......
سنگ....سیم ترمز....سیبیل چخماقی.....سعید خر.....سفید کاکلی....سبد نون....سر کوچه......اینم هفت سین ما بچه های کف خیابون.....!!!
از لقمان پرسیدن فندک دارى ؟ گفت از بى ادبان …
گفتند نه !!! پرسیدیم فندک داری ؟
لقمان ناراحت شد زد تو گوش یارو … اونم یه دونه زد تو گوش لقمان !
خلاصه دعوا بالا گرفت ؛ لقمان الان تو کلانتریه.....کسی هس بیاد سند بزاره واسه لقمان؟؟؟
هست واقعا؟؟؟!!!
داداشه من..... شما که سند داریو میخوای بزاری واسه لقمان...بیخیال لقمان....من یه زری زدم....لقمان سره جاشه....این سندتو بیار بریم یه وام بگیریم دم عیدی بتونیم یه لباسی بخریم....دمت گرم....
عاقا انقد حرصم میگیره یکی یه چیزه انگیلیسی مینویسه تو پستاش کلیم لایک میخوره و من معنیشو نمیفهمم.....دِ آخه نوکرتم به فکر ماهایی که زبان عمومی رو با نمره ی مقدسه 10 تازه اونم به زوره نامه و تقلب پاس کردیمم باش دیگه.....!!!!
من هر وقت مراقبا ازم تقلب میگرفتن....انقد خودمو میزدم به مظلومیت .....یا اینکه هیچی نمینوشتمو همش با دستام بازی میکردم که مراقبه دلش میسوخت...تقلبمو پس میداد بهم مینوشتم.....تازه یه سری انقد مظلوم شدم که مراقبه اومد بلندم کرد برد پشت یه دختره که خیلی داشت مینوشت...گفت یواش از رو این نگاه کن بنویس.....خداییش دمش گرم.....!!!
به سلامتی همه ی مراقبای مهربون......
عاقا با بابام رفته بودیم پسته بخریم...(بخشید دروغ گفتم...)رفتیم پسته قیمت کنیم(....فقط قیمت کنیما.....)پرسیدم پسته ها چنده....یارو گفت:48تومن....گفتم عاقا تلویزیون که گفت پسته 30 تومنه...یارو هم برگشت گفت:برو از تلویزیون بخر خب...|!!!!!هیچی دیگه......تا حالا اینجوری قانع نشده بودم....از اون روز دنبال آدرس تلویزیونم......!!!کسی آدرسشو داره به ما هم بده......!!!
عاقا ما یه مخاطبی داشتیم نزدیکه عید که میشد اس میداد دوباره با هم دوس میشدیم....بعدش خیلی شیکو مجلسی خرم میکردو تمرینای ریاضیشو میداد براش حل میکردم....بعدش پونزده فروردین به یه بهونه یی دوباره قهر میکرد....ینی مرده ی این درک و فهم و شعورو زرنگ بودنه خودمم دیگه.......!!!!
بابام باز نشسته ی آموزش پرورشه......معلم ریاضی ....آقا ما یکی از بچه محلامون ریاضیش در حد بیست و پنج صدم بودش.....این رفیق ما بهمون رو انداخت که سوالا رو از بابام کش برم...براش بیارم......آقا ما هم نامردی نکردیمو کل سوالا رو براش بردیم....پسره گفت جواباشم برام بنویس(ینی میخوام بفهمید پسره چقد ریاضیش ضعیف بودشا).....جوابا هم کامل براش نوشتم.....دو هفته بعدش بابام رسید و زد پس کله م....گفتم چی شده؟؟؟گفت کره خر تو اگه میخواستی سوال به کسی بدی به خودم میگفتی..خودم کمکش میکردم.....منم فهمیدم لو رفتم....گفتم چی شده مگه؟؟؟گفت این پسره 2 ضربدر 2 نمیدونه چن میشه...اونوقت چه جوری ریاضیشو 14 گرفته آخه...!!؟؟؟ما هم مجبور شدیم بعد از یه کتک مفصل خوردن اعتراف کنیم دیگه....!!!
فقط از این خندم گرفته بود که به پسره تمام سوالا رو با جواباشو داده بودم...به زور 14 شده بودش.....!!!یعنی آیکیو جلبک از این بیشتر بودشا....خداییش رفیقه که ما داریم....؟؟؟
امروز تو مغازه نشسته بودم..داشتم پستاتونو میخوندمو میخندیدم...خوشو شنگول بودم.....
یهو یه خانومی چهل پنجاه ساله اومد تو ....خندیدنمو قطع کردمو صدای آهنگم بستم..گفتم بفرمایین...؟
خانومه گفت:جوون یه کمکی کن...مریضم......و...
اون داشت حرف میزدو من پیش خودم گفتم داره دروغ میگه.....داشتم با خودم فکر میکردم که یهو خانومه بغض کرد...تو صداش بغض بود...راحت میشد بغضو توی صداش فهمید.....
تو چشاش میشد اشکو دید...
میشد نداری رو دید.....
میشد شرمندگی جلو بچه هاشو دید.....
میشد هزار تا چیزه دیگه هم تو چشاش دید که شاید کلکسیون بیچارگی بود....میشد شرمو تو نگاهش دید که از سر ناچاری داره کمک میخواد...
بغضم گرفت...بدجوریم بغضم گرفت....پیش خودم گفتم این به خاطر بچه هاش اومده ...
آره شک ندارم که به خاطر بچه هاش اومده بود....
یه کمکی کردمو رفت...ولی باعث شد کلی فکر کنم......به اونایی که ندارن....به اونایی که امسال عید بازم مثه هر سال طعم لباس نو رو نمیچشن....لباس نو که چیزی نیس...به اونایی که حتی یه غذای خوب واسه خوردن ندارن....
خدایا کمکشون کن...خودت کمکشون کن.....برسونشن به اونجایی که باید برسن....
یه مهرو محبتیم توی دل ماها بنداز که اگه کسی ازمون کمک خواست...بدون چون وچرا کمکش کنیم....
اصلا قبل از اینکه دستشونودراز کنن به سمتمون...خودمون دستشونو بگیریم....کمک کن آدمیت یادمون نره......کمک کن قبل بغض کردنشون درکشون کنیم...!!!!!
سنت فاطمه(س)
زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.
دکتر شریعتی
باید اعتراف کنم تا چند وقته پیش فکر میکردم(توجه کردین..من فکرم بلدم بکنما)اگر عضو نباشی نمیشه لایک کرد....موقعی که به صورت خیلی شانسی این موضوعو فهمیدم...تا 50 صفحه برگشتم عقبو همه رو لایک کردم.....!!!انقدر خوشحال شده بودما...نه به خاطر اینکه میتونستم لایک کنما....نه...بیشتر به خاطر اینکه تونسته بودم یه چیزی فهمیده باشم.....!!!!
من از اون آدماییم که اسم بابامو تو گوشیم به اسم "بیا خونه" ذخیره کردم.....چون هر وقت زنگ میزنه...نه سلامی نه علیکی...فقط میگه بیا خونه مرتیکه ی بوووووووق....!!!!
اینایی که مینویسن این اولین پستمه که داره ثبت میشه......
تورو خدا کمکشون کنید...گناه دارن!!؟؟؟من خودم بیست بار پست ارسال کردم....اول همشونم مینوشتم این اولین پستمه که میخواد ثبت بشه....تازه بیستمیش ثبت شد....!!اونم فک کنم مدیریت برای اینکه نرم تو افق محو بشم ثبتش کرد.....!!!!
خواستم بدونید چه رنجی کشیدن........
یه درخواست داشتم از مدیریت سایت....یه حرکتی بزن...این شماره صفحه ای که پستمون ثبت میشه رو برامون دقیق تو کنترل پنلمون بزن...تا سریع بریم پستمونو ببینم خیالمون راحت شه....آخه باید فکر ماهایی که با دیال آپ میایمم باشی دیگه....
یهو 20 صفحه رو به روز میکنی...سه ساعت طول میکشه تا پستمو پیدا کنم دیگه....آخره برج خودت میای پول تلفنمونو بدیا؟؟؟!!!گفته باشم........
مامانم گوشی نداره...از خونه زنگ میزنه همیشه...اسم تلفن خونه هم گذاشتم...."5 تا نون بگیر بیار".....قربون مامانم برم که حداقل سلام علیک میکنه باهام بعدش میگه نون بگیر بیار.....
یارو پاکت سیگارو گرفت طرفم گفت: نمیکشی؟
خیلی خسته گفتم:
خودم میکشم ولی مغزم دیگه نمیکشه..،! .
اینم برای خودمون(پسرا)
نگاه که هرزه باشد .حجاب هم که داشته باشی انطور که میخواهد تورا تصور میکند پس فکری به حال مغزهای فاحشیمان کنیم نه حجاب زنانمان......!!!!
به سلامتی اون بچه هایی که یه هفته قبل عید خودشونو میزدن به سرماخوردگی تا مدرسه نرن.....!!
بعدشم به سلامتیه اون مدیرایی که چیزی بهمون نمیگفتنو..خیلی راحت مریضیمونو قبول میکردن....!!!