n

negin

@negin55 · ۱۸ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

n
negin.azizan ۱۳ سال پیش
پیام

امروز پاییز است...
و من مطمئنم فردا زمستان خواهد بود
امروز زرد و نمور است...
ومن می دانم...
فردا بی رنگ و یخ زده خواهد بود.
امروز من شکستم،
و فردا باز هم خواهم شکست و خواهم گریست!
و آنقدر هر روز تکرار می شوم ،
که دیگر به بهار نخواهم رسید...

n
negin.azizan ۱۳ سال پیش
پیام

گاه می اندیش�
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالازدنت را،
-بی قید -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که
-عجیب! عاقبت مرد؟
-افسوس! 
کاشکی میدیدم.
من با خود می گوی�
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟
 
حمید مصدق

n
negin.azizan ۱۳ سال پیش
پیام

وقتي که دل تنگه، فايده اش چيه آزادي
زندگي زندونه وقتي نباشه شادي
آدم که غمگينه، دنيا براش زندونه
ما بين صد ميليون بازم تنها ميمونه
دنياي زندوني ديواره 
زندوني از ديوار بيزاره
پرنده که بالش ميسوزه 
دل غم به حالش ميسوزه
آخه مرگه واسش رهاييه 
پرنده که بالش ميسوزه
آدمي که شادي نداره 
به خدا آزادي نداره
ميکنه زندگيشو زندون 
آدمي که شادي نداره
بزن لايك به افتخار تمام دلتنگ ها وداريوش....!

n
negin.azizan ۱۳ سال پیش
پیام

سلام اغا عباس راستش من عضو جديد ٤جوك هستم ولي از پستهايي كه شما ميزاريد خيلي خوشم مياد نميدونم مريضي شما چيه!وهمينطور نميدونم الان حالتون چطوره ولي اميدوارم حالتون خوب باشه وبه لطف خدا مطمنم خيلي زود خوب ميشيد هر شب واسه سلامتي شما و ساير بچه هاي ٤جوك دعا ميكنم خيلي دوستون دارم و بي صبرانه منتظره پستهاي بعدي شما هستم:)
ابجي كوچيك شما؛)
نگين