قبلنا دلم خيلي ميگرفت آخـــــــــه كسي نبودتمام حرفاموبهش بگ�
قبلناخيلي زودناراحت ميشدم آخــــــــــــــه كسي نبوددركم كنه
قبلنا ميترسيدم ازخيــــــلي چيزا
.....
....
اماحالايه دوست دارم كه آرامم ميكنه ميدونم كه ميدوني وقتي باخدا حرف ميزني چه اندازه آرام ميشي