میگما ی وخ زشت نباشه
.
.
.
.
.
.
منو مخاطب خاصم بعداز 3 سال باهم ی خاطره از بارون نداریم
@سوگنداسمانی · ۶۶ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
میگما ی وخ زشت نباشه
.
.
.
.
.
.
منو مخاطب خاصم بعداز 3 سال باهم ی خاطره از بارون نداریم
حالم اونقد بده که حتی وقتی فک میکنم اگه همین الان برگرده و سراغمو بگیره بازم اروم نمیشم...دلم دیگه با هیچی از این دنیا نمیخواد بخنده.
اقا من میخوام جیغ بکشم داد بزنم گریه کنم بیهوش بشم ببرنم بیماستان به هوش که اومدم ببینم شوهر مهربونم با چشای نگران بالای سرم واستاده...دلم میخواد فقط گاهی یکم نگرانم بشه
زنه بدبخت دل افسرده ببراز یاد دمی اورا...این خطا بود که ره دادی به دل ان عاشق بدخورا...ان کسی را که تو میجویی کی خیال تو به سر دارد؟؟؟بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد...
ساعت هشت که از خواب پا شدم بهش اس دادم سلام سرورم فدای چشات بشم که خوابی اگه اونجابودم اینقدر بوست میکردم تا بیدار شی عاشقتم مهربونم... ازخواب بیدار میشه اس منو میخونه ولی جواب نمیده صبحونه میخوره حاضر میشه میره سرکار نزدیک ظهر که میشه بعد از اس من که میگم خسته نباشی شو هرمهربونم بوس بوس واسه دستات تازه جواب میده سلام ...همین...
خسته شدم ...بس کن دیگه برگرد...ببین بغض کردم...اگه نیای گریه میکنما...
من طاقت نمیاورم...کارمن نیست فراموش کردن چشمهایت...بختک نیس این تو هستی که درخوابم میای و بغض گلویم را میفشارد...دوباره صدایم کن تا بیدار شوم...
بگین برگرده...گلوم زخمه از بغضهایی که وا نشده...
حالم بده...دلم میخواد ناز کنم یکی نازمو بخره قهرکنم یکی منتموبکشه ی ساعت برم حموم ونباشم بعدش بیبینم شصت تا میس کال دارم ازشو ده تا پیام که توی همشون پرسیده کجایی؟نگرانم ؟ نیست...اون یکی رفته...شما ندیدیش؟
تو که نیستی...امامن...این منه دیوانه...به بازارمیروم به سلیقه ی تو لباسهایم را میخرم...ابیه لاجوردی...انهارامیپوشم تورا تصور میکنم که دراز کشیده ای و طبق عادتت دستهایت را زیرسرت گذاشتی...و من با هزار عشوه برای تو میرقصم وتو نگاهم میکنی و من عاشق این نگاهت هستم...میدانم...این روزها دیوانه تر شده ام
من میخوام که باشی همین الان...