بزرگترین واقعیت این زندگی اینه که هیشکی تو رو بخاطر خود خودت نمیخواد...
@sms4 · ۱۱۱۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۴۳ رأی)
بزرگترین واقعیت این زندگی اینه که هیشکی تو رو بخاطر خود خودت نمیخواد...
امروز توی تاکسی یه ذره با مزه بازی در آوردم؛
یه داف که عقب ماشین نشسته بود از خنده روده بر شد گفت:
خدا نکشتت پسر!
تو خوراک مسافرت رفتنی! ردیف کن یه شمال بریم با هم ..!
.
.
.
.
.
.
الکی گفتم
اصلا تو تاکسی هیشکی خنده ش نگرفت ، منم ضایع شدم!
دافه هم گفت ایش
مامانم تازه یاد گرفته اس ام اس بده
واسم نوشته :آیا برای ناهار می آیی؟
جواب دادم :آری همی آی�
نوشته :از خودت مراقبت کن
جواب دادم :مادر تو را بسیار دوست میدار�
نوشته :فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت!
خدایا این شادی هارو از ما نگیر! =))
هیتلر میگه اگه کسی ۷ ثانیه بت خیره شد دو حالت داره:
یا دوست داره
یا میخواد تو رو بکشه
من الان سر در گمم.. فرار کنم یا شماره بد�
دوم دبیرستان نزدیکای تعطیلات نوروز بود زنگ عربی معلمه از اینکه اومده بودیم مدرسه شاکی بود.میخواست تلافی کنه ، گفت میخوام امتحان شفاهی بگیرم ماهم شاکی شدیم ولی راه نداشت،گفت:اونایی که کتاب نیاوردن بیان پایین)منم بودم( رفتیم هممون صفر شدیم .عاقا این لامصب تا جایی که جا خورد مارو زد .بعد گفت:حالا اونایی که کتاب اوردن بیان پایین اونام رفتن تا جایی که خورد اونارو هم زد)اخه همه صفر شدن(الانم که الانه نمیدونم چرا نگفت همه بیا پایین میخوام بزنمتون :|
یه بارم با دوستم رفته بودیم بیرونکثافت معلوم نبود با کدوم هویجی اس ام اس بازی میکرد سرش تو گوشی بود یهو گفت شارژژژژژژ شارژم تموم شد گفتم چه مرگته میریم میخریم حالا گف نه اضطراریهخلاصه وضعیت فرس ماژورو اینادویید رفت تو یه مغازه من بیرون وایسادم... مغازه دوتا در داشتو ویترین وسط بودرفت تو گفت ببخشید آقا شارژ ایرانسل دارید گفت نهبعد از در اومد بیرون بدون اینکه نیگا کنه رفت از در بعدی تو سلام کرد گفت آقا شارژ ایرانسل دارید هنوز یارو جواب نداده بود که این گفت شما چه قدر قیافتون آشناسسس تو مغازه بغلی نبودید؟منم که اصن داشتم کف خیابونو گاز میگرفتم دستشو گرفتم کشوندمش بیرون به مغازه دار گفتم شرمنده دوستم موجی مادرزادهیارو گف خواهش میکنم :|
به نظرم مسئولين بايد بين جمعه و شنبه يه روز قرار بدن؛ اينطوري ييهو وارد شنبه شدن خيلي سخته...!:||||
سرکلاس موازنه بودیم استادمون پای تخته مطالبی رو نوشت.بعدبه ما گفت همه رو بنویسید فقط این 2تا واکنش رو ننویسید.داشتیم مینوشتیم یکی ازبچه هاگفت:ببخشید اون 2تاواکنش روهم بنویسیم؟
استاد :نه جانم منکه گفتم ننویسید.
یکم بعدتر،یکی دیگه ازبچه ها: ببخشید اون 2تاواکنش رو بنویسیم یاننویسیم؟ استاد :گفتم که نه نه نه.
یکم بعدترتر،یکی دیگه ازبچه ها:آخرشم نفهمیدیم اون دوتاواکنش رو بنویسیم یا ننویسیم!!!
استاد:چرانمیفهمید شماها. بعدم رفت اون 2تاواکنش رو باحرص تمام پاک کرد.
بلافاصله یکی دیگه ازبچه ها:ببخشید اون 2تا واکنشی که الآن پاک کردید رو باید مینوشتیم یا نه؟!؟!؟!؟!؟
که یهو کلاس منفجر شد !!
حالا اگه کله پاچه یه غذای ایتالیایی بود و اسمش کال پاچینو بود , این روشنفکرای وطنی کلی هم با خوردنش کلاس میزاشتن :|
من می رم درس بخونم، اگه برنگشتم به پدر و مادرم بگید تا آخرین خونی که تو رگاش بود ادای درس خوندن در می آورد!
فرض کنید تیم ملی پرتغال حالا که رفته پلی آف و کارش واسه صعود به اما و اگر افتاده ، به جام جهانی صعود نکنه، اونوقت رونالدو باید بشینه توی خونه و از تلوزیون بازی هاشم بیگ زاده رو توی جام جهانی تماشا کنه
یادتونه یه کلاهى بود که جلوى صورته آدم هم مى پوشوند. من اونارو که سرم میکردم حس رییس این گروه هاى عملیات ویژه به من دست میداد تا برسم مدرسه کلى پشت ماشینا پناه مى گرفتم که تیر نخورم. تازه رو زمینم دراز میکشیدم سینه خیز میرفتم
آخره کرانچی آتیشی رو تکوندم تو صورتم فلفل رفته تو چشم�
5 ديقه ست دارم گریه می کنم مادرم از اونور می گه:
با خودت اینجوری نکن درست می شه پسرم ...! :|
دبيرستان يه هم کلاسى داشتيم آى کيو در حد جلبک.سر امتحان شيمى يه سوال بود که بايد فرمول شيميايى مينوشتى.جوابش C2H6 بود.به همين هم کلاسيم رسوندم.حالا چندروز بعد دبيره اومده بهش ميگه 3286 چيه نوشتى متقلب.وقتى فهميديم چى شده از خنده کتابامونو گاز ميزديم !!!
نمیدوﻧﻢ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺍﺯ ﭼﯿﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﺚ ﻗﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﮐﻼﺳﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ
دیروز به بابام میگم بیاین بریم سفر خسته شدیم دیگه کنترل دستش میگیره هی تلویزیون نگاه میکنه میگممممم بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میگه پسرم من همون فازیم که میام تو اتاقت همش داری به والپیپر با دقت نگاه می کنی ینییی کلن خفه شدم... :|
امروز 2 نفر بخاطره من دعواشون شده بود
ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ
ﺍﺻﻦ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ
ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻢ :| :((
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﯿﻦ ۲ ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ ...ﻭﺍسم اصلا مهم نیست :|
دیشب توو خیابون پاسداران داشتم قدم میزدم،
یهو دیدم یه دختره داره دست تکون میده و میدوه طرفم.
رسید کنارمو اروم در گوشم گفت:...
تورو خدا بهش بگو اینجا جنت اباده...!!!
بعد موبایلشو گزاشت در گوشم.......
شنیدم یکی گفت: الوو الوو......
منم گفتم: جانم؟
گفت: عااغاااا، این خیابونی که الان شما و دوست دختر من تووش هستید، اسمش چیه؟؟؟؟
دختره رنگ و روش پریده بود.
یه مکثی کردمو گفتم: داداش اینجا تقریبن میشه ته همت.
گفت: پس جنت اباده؟
دختره نفسش بالا نمیومد.
دوباره یه مکثی کردم و گفتم: نه داداش اون ته نه، این ته.
.
.
.
.
اینجا پاسدارانه،،،، خیلی هم شلوغه (دور دوره) انشاالله بچه ها ۲ساعت دیگه جنت ابادن.
......عااااغااا گوشیو دادم دست دختره و فرار کردم....
ﺁﯾﻨﺪﻩﮔﺎﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ
ﺗﻦﻣﺎﻫﯽ ﻭ ﺗﺨﻢﻣﺮﻍ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﻨﻘﺮﺽ
ﻣﯿﺸﺪ :|
ملت واقعن هدفون دویست و پنجاه هزار تومنی میخرن؟؟؟
من یدونه خریدم سه و پونصد هنوزم معتقدم بهم انداختن :|