<p>
در عمق آرزوي من است كه در وجودت خانه اي داشته باشم حتي به مساحت يك "ياد"</p>
@yasama · ۸۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
<p>
در عمق آرزوي من است كه در وجودت خانه اي داشته باشم حتي به مساحت يك "ياد"</p>
<p>
هشدار به زنان ايراني:
اگر در روز مرد كوتاهي كنيد:
بزودي زنان چيني با توقع ناچيز، مهريه اندك، كم اشتها، زبان كوتاه، و كاركرد 24 ساعته، بدون مادر و خواهر و قوم و خويش و با عمري اندك وارد كشور مي شوند...</p>
<p>
هنوز دلخوشي ذهن خسته ام اين است:
كه در خيال خودت بي خيال ما نشدي!!!</p>
<p>
چنگال چيست؟
وسيله اي بلاتكليف در سر سفره غضنفر اينا كه موقع آب خواستن آن را در ران بغلدستي خود فرو مي كنند.</p>
<p>
كم حجم ترن كتاب دنيا منتشر شد.
(آنچه قضنفر مي داند!)
اين كتاب فقط جلد دارد...</p>
<p>
دوستم اس ام اس داده میگه برام نحوه نصب ویندوز و پیکربندشو میفرستی (با اس ام اس)!!! دِ نـَـه دِ حتما فردا هوس آموزش پی اچ پی در 10 روز میکنی!</p>
<p>
رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟ دِ نـَـه دِ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن.</p>
<p>
ژاپنی ها میگن : ما میتونیم ، مگر اینکه بلایی نازل بشه ! “دِ نـَـه دِ”……….. درستش اینکه بگی : ما نمی تونیم ! مگر اینکه فرجی بشه !!!</p>
<p>
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟
پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.</p>
<p>
لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟
میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.</p>
<p>
با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!</p>
<p>
به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ای�
اصلا یه وضعی شده به خدا!</p>
<p>
بهشت زير پاي ماست، پس به خاطر كه فقط منحصر به خودمان است مغرور باشيم...
روزمان مبارك</p>
<p>
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهند برد، من تو را در قلبم دارم نه در دنیا.</p>
<p>
جلوتر از من نرو، چون ممكنه تورو گم كنم...
پشت سرمن هم نيا، چون ممكنه راهنماي خوبي نباشم...
كنارم باش، مثل يك دوست واقعي...</p>
<p>
عارفي را ديدند با مشعل و جام آبي در دست!
پرسيدند كجا ميروي؟!
گفت: ميروم با اين آتش بهشت را بسوزانم و با اين آب جهنم را خاموش كنم، تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند نه به خاطر لذت بهشت و ترس از جهنم!</p>