<p>
ما به پاسور فلک باختیم تو دگر بهر نابودی ماسور نزن...‏!‏</p>
@majid 1 · ۸۸ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
<p>
ما به پاسور فلک باختیم تو دگر بهر نابودی ماسور نزن...‏!‏</p>
<p>
معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یاثروت را بخواند,
پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالیکه دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم...</p>
<p>
بمیرد آن "دل‏"‏
که خواهان غمت باشد‏!‏</p>
<p>
زندگی یک تراژدی است برای آن کسی که احساس میکند و کمدی است برای آن کسی که می اندیشد.</p>
<p>
فقط یه ایرونی میتونه صدها هزار تومان بده میز ناهار خوری بخره ، ولی در آخر روز زمین غذا میل کنــــــه!!</p>
<p>
وبلاگ یک دختر
وااااااااااااااااای امروز تفلدمه
تفلد تفلد تفلدم مبارک
25655555544884تا کامنت
-تولدت مبارک خانومی
.
-شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید
وبلاگ یک پسر
آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند
1 کامنت
-حرف مفت نزن
(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)</p>
<p>
مامانم اومده میگه بگیر این کشکا رو بساب که همزمان که تو اینترنتی یه کار مفیدم کرده باشی
من :|
بیل گیتس :|
موس و کیبرد :|
کشکا :|</p>
<p>
میخواستم کتونی بخرم ... یه کتونی انتخاب کردم قیمتش 75000 بود ...
آقا بعد 4 ساعت چونه زدن ، یارو گفت 70000 پایین تر نمیتونم بدم و ما هم خریدیمش ...!
بعد دیدم یارو پوتین های خوبی داره .... داشتم اونارو نگاه میکردم که یهو یه افغانی اومد تو مغازه و گفت آقا آن کَتانی چَندَه ؟؟!
... یارو گفت 40000 تومن ....
گفت : 30000 نَمیدی ؟!
مغازه دارِ گفت نه عزیزم ...مقطوعه ...!
گفت پس خداحافَظَ شما ...!
فروشنده : نـــــــــــــــه وایسا ...بیا حله ....30 تومان ببر ...!!!
افغانیه : نه دیگر دلمان را زد ....
فروشنده بیا بابا ....28000 تومان ...لوس نشو دیگه ...!!!!!!
قیافه من:|</p>
<p>
صبح از امتحان اومدم خونه مامانم مگه امتحان چطوربود؟
گفتم گند زدم خدا کنه 10بشم:(
برگشته میگه:حقته!حالا بزار ببینم کسایی که واست نظرمیذاشتن میان پیش استادت برات نمره بگیرن:|
منو میگی.......:|</p>
<p>
اگه آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه!</p>
<p>
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین دوست داشتنی ای بودیم ما..!</p>
<p>
غضنفر با ماشين قراضش ميزنه به يه ماكسيماي نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضايت ميگيره. تو 4 راه بعدي دوباره ميزنه به همون ماكسيما ، سرشو از ماشين بيرون مياره ميگه : برو برو منم!!</p>
<p>
رفتیم یه دستبند طلا بخریم ،تا انتخابش کنیم 8000 تومن گرون شد...!!!</p>
<p>
به چراغ قرمز رسيدم زدم رو ترمز يهو يکي از پشت زده بهم پياده شدم ببينم چي شده؟ ميگم زدي ؟؟ ميگه پ ن پ ماشينامون آشنا دراومدن دارن رو بوسي ميکنن!!! ميگم د ن د الان ک افسر بياد هزينه ي اين روبوسيو عقدو عروسيو بايد يجا حساب</p>
<p>
رسيده ام به حس برگي که ميداند باد از هر طرفي که بيايد سرانجامش افتادن است.</p>
<p>
صبح تو تاکسی نشسته بودم یهو موبایل راننده شروع کرد به زنگ زدن
هیچی دیگه اونم جواب داد اتفاق خاصی نیوفتاد:</p>
<p>
ﺗﺎ ﺳﻦ ۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺍﺫﯾﺖ ﮐﻨﻢ ﻟﻮﻟﻮ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ
۸ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﮐﻼﻏﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺧﺒﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﺮﻩ
۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﺵ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﻨﮕﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
۱۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﺎ.
۱۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ.
۱۲ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ.
۱۴ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﺭﺝ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺁﻟﻤﺎﻧﻪ.
۱۶ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺮﻡ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ
۱۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﺜﺮﺍﻻﻧﺘﺸﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ.
۱۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻟﻬﺎﻣﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺸﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻪ
۲۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﯾﻮﮔﻮﺳﻼﻭﺍﮐﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ
ﺗﻮ ﺳﻦ ۲۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﻮ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺷﺪﻡ</p>
<p>
يه روز به فرشته آفرينش ميگن غضنفر رو چطور آفريدي؟
ميگه يکم خاک رو با کود قاطي کرديم.
ميگن حيف نون رو چطور آفريدي؟
ميگه اصلا خاک قاطيش نکرديم !</p>
<p>
نوزاد پسري که تازه متولد شده بود به دکتر گفت : دکتر ! شما موبايل داري ؟
دکتر گفت : دارم ولي براي چي ميخواي ؟
نوزاد گفت : يه SMS بزن به خدا بگو من سالم رسيدم ! دوست دخترم رو که قول دادي ميفرستي بفرست!</p>
<p>
دخـتــــــر گـلـــــــم چيـست ؟!
واژه اي است که مادران از آن براي بهره کشي از فرزندان خود در انجام کارهايي از قبيل جارو برقي کشيدن استفاده ميکنند!</p>