غ

غزال شیطون

@غزال شیطون · ۷۹ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)

@
پیام

@@@@@ پیـــــکان جوانان @@@@@
سلام دوستان
من یکی از فسیلای 4جوکم(از بهار 91 میومدمااااا) ولی ب دلیل خنگی, شناخته نشده موندم...
خنگی شماره 1: یک سال تمام طول کشید تا فهمیدم کجا میشه کنترل پنل ساخت(مسخره نکن خوووووو,هرچی گشتم نبود باور کن)
خنگی شماره 2: شیش ماه طول کشید تا فهمیدم چطوری میشه وارد کنترل پنل شد و پست گذاشت:D
بعدشم ک یه مریضی سختی کشیدم ک حدودا یه سال کامل درگیرش بودم و بعدشم درگیر بودم ولی ن زیاد
پست هم ک میذاشتم تایید نمیشد ب لطف مدیر جون:P
ولی تموم تفریحم شده بود 4جوک
از فانتزی های معکوس عباس و بعدشم مریضیش
از خانواده خوب امیر21 و بعدشم قهرش و دوباره برگشتنش
پستای مسیحا ک منو یاد کسی مینداخت ک با آوردن اسمش قلبم میرف روی هزار دور در ثانیه , چه برسه ب دیدنش ولی نه خبری ازش داشتم چ برسه ب دیدنش
پستای خنده دار shey2nak,آتش نشان 4جوک آقا کیان و ...
ی مدتی نبودم ولی وختی اودم دیدم خیلیا ازدواج کردن و خیلی اتفاقا افتاده,از بعضیاش خوشحال شدم و از بعضیاش ناراحت
امیر 21 و مهتاب جون , کامران الهام و بقیه دوستایی ک اسمشونو نگفتم, ایشالا همیشه کنار هم شاد و عاشق باشین...
ولی الان خیلی خوشحالم ک دوباره برگشت�
راسی یه خبر:من ب اون کسی ک دوسش داشتم رسیدم,الانم عاشقانه دوسش دارم و قلبم بیشتر براش میتپه
حالا چه جوریشو بعدا میگم,مدیر جون تایید کن دیه
ب افتخار 4جوک و 4جوکیا بکوب لایکو

@
جوک

@@@@@ پیـــــکان جوانان @@@@@
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !

@
جوک

@@@@@ پیـــــکان جوانان @@@@@
عاقا من ب هر دری میزنیم ک پستامون تو 4جوک تایید شه!
ینی اگه 10% از تلاشی ک من واس تایید پستامون تو 4جوک میکنمو واس کمک کردن به مامانم میکردم, الان خونه داریو کامل یاد میگرفتم, ی دخدر خونه دار میشدم و وقت شوهرم میشد!
ولی با 20 سال سن, 4جوکو ب تلاش برای یادگیری شوهر داری و خانه داری ترجیح میدم! :دی
همسر آینده o-O
مادرم :(
من :D
4جوک ;-) (چشمک)