n

nima

@nima.bahar · ۵۵ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

t
tandis ۱۳ سال پیش
پیام

آنقـــدر دلـــــم گرفته كه ميخـــوام بارون بباره*°•.”*°• شايـــد اين دله تنــگم يه زره آروم بگيره♥♥♥ خســتم از بى قرارے *°•.”*°•مگه تـــــو دوســم نـــدارى♥♥♥ خب بگو الان كجايـے *°•.”*°•مردم از چشــم انتـــــظارے ♥يا♥ شايـــد حـــــرفات دروغ بود *°•.”*°•دله من بازيچه اے بود♥♥♥ واســه ســـرگرمى و خندت بـے خودے نبود كه گفتــــے*°•.”*°• عزيــــــزم چقد تو خوبــے ♥با♥ هر جمـــــله ے من طعمه غــ�
رو ميچشيــــــدى

t
tandis ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها یه مدته پست نزاشتم براتون..ببخشین...اصلا اینجام نیومدم..حتی سیستمم روشن نکردم..خیلی خسته بودم ازین زندگی تکراری..از امروز 2باره مزاحمتونم.......
یه وقــــتایی که دلت گـرفته..
بغض داری..
آروم نـیستی !
دلت بـــراش تـنگ شده..
حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری !
به یــاد لحظه ای بیوفت کـه :
اون هــمه ی بی قـراری هــایِ تـو رو دیـــد..
امـّـا ؛
چـشمـاشـو بست و رفــت

t
tandis ۱۳ سال پیش
پیام

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شدو برمی گشت
پرسیدند :چه می کنی ؟
پاسخ داد
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که عشقت...در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد