میگم یه وقت زشت نباشه مهمونای من همشون الان اومدن قصد رفتنم ندارن؟ لامصبا کنگر خوردن لنگر انداختن :( ، اه جوشای لعنتی همین الان که 1 روز مونده به عید اومدن عید دیدنی :/.
@marjan khanoom · ۸۲ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶ رأی)
میگم یه وقت زشت نباشه مهمونای من همشون الان اومدن قصد رفتنم ندارن؟ لامصبا کنگر خوردن لنگر انداختن :( ، اه جوشای لعنتی همین الان که 1 روز مونده به عید اومدن عید دیدنی :/.
اعترف میکنم طفل معصوم که بودم وقتی فوتبال نشون میداد گوشه تلویزیون که مبنوشت زنده ، فکر میکردم منظورش اینه که تو این بازی کسی نمیمیره یا زخمی نمیشه همه حالشون خوبه :| خو بچه بودم دیگه ، خنگولم خوتی :|
من همیشه تو خونه مسئولیت سرخ کردن سیب زمینی هارو بر عهده میگیرم که هر جقدر دلم خواست با خیال راحت ناخنک بزنم :ا
اما کافیه یکی دیگه بیاد یه سیب زمینی برداره اینقدر میزنمش که بگه غلط کردم:ا همچین آدمی هستم.
امروز آقامون ( نامزد محترم ) اومد دمه دانشگاه دنبالم بم گفت همون جای همیشگی ایستادم ، منم خوش خوشان رفتم دمه دانشگاه ماشینو دیدم از 3 متری هم نیشم باز بود و داشتم واسش دست تکون میدادم شیشه ها ماشین خیلی دودی بود و مثه ماشین نامزدم بود، منم واضح ندیدم راننده رو فقط دیدم اونم داره بم میخنده رفتم سریع نشستم تو ماشین گفتم سلام عزیزم یهو تا چشم خورد بش یه سکته خفیف زدم سریع پریدم پایین گفتم خدایا این کی بود؟ هیچی دیگه دیدم نامزده بنده ماشینش پشت سر یارو پارک بود و داشت با نگاه غضبناک جذاب به من نگاه میکنه منم سرم و پایین انداختم رفتم سوار شدم ولی بعد کلی خندیدیم. چه کار کنم عاشقم دیگه.
آقا اینترنتم قط شده بود بهد زنگ زدم اپراتور از همون خطی هم که واسه adsl شمارشو داده بودم زنگید حالا مکالمه من و یارو :
من: سلام خسته نباشید اینترنت من از دیروز تا حالا قط شده میخواستم ببینم مشکلش چیه؟
یارو : خب مشکلش چیه؟
من ؟ دارم از شما سوال میکنم؟
یارو: اهان بله :)) از همین خطی ک تماس گرفتید برای adsl استفاده میکنید؟
- بله
_ تلفنتون که قط نیست؟
-0-0
_اهان حواسم نبود که قط نیست ( بعد چن مین) گفتین مشکل اینترنتتون چیه؟
یععععنییییییی نمیدونم ای یارو از کجا پیداش شده بووود :)))))))))
اقا یه روز صبح از خواب یهو پریدم نشستم سر جام دست چپم هم کاملا خواب رفته بود حسش نمیکردم منم وقتی دیدمش جیغ کشیدم دستم رو با اون یکی دستم بلندش کرد پرتش کردم، حالا من : مااااااااااااااامااااااااااااااااان مااااااااااااااماااااااااااااااااانییییییییی
مامان: چی شده؟
من : مامان یه دست قطع شده اینجاست
مامان : چیییی؟ کووووو؟ o.0
من: ایناهش ، دست خودم هم نیستش
داداشم : چی شده؟
من : دستم نیست
داداشم زهر مار پس این مال کیه؟ مال دختر همسایست؟^.^ یهو چنان دستم کشید که از رو تخت با مخ خردم زمین و همینطور که من داشتم گریه میکردم اونا به وجود ادم خنگی مثل من افتخار میکردن. بععععله
ﻃﺮﻑ ﻭﺿﻌﯿﺘﺶ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﺍﺯ ﺣﺎﻟﺖ "ﻣﺠﺮﺩ " ﺑﻪ "ﻃﻼﻕ
ﮔﺮﻓﺘﻪ "
ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ !!!
ﯾﺎﺩ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﺼﻌﯿﺪ ) ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺟﺎﻣﺪ ﺑﻪ ﮔﺎﺯ ( ﺗﻮ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ !
هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکن�
وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
روز اﻭﻝ ﺗﺮﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻤﯿﻠﻬﺎﺗﻮﻥ
ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻡ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻦ
ﺍﯾﻨﺎ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﻫﺎﺷﻮﻧﻪ:
ﮔﻮﺩﺯﯾﻼ 125
ﺟﯽ ﺟﯽ ﺳﻮﺳﻮﻝ
ﭘﯿﺸﯽ ﻣﻠﻮﺱ ﻧﺎﺯﯼ
ﺟﯿﺠﻠﺘﻮ ﺑﻮﺧﻮﻟﻢ 112_
i want closer wooow2231
sharj midam _web migiram 69
ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ |:
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ. ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ!
ینی اون لحظه ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ!
آقای محترم ، راننده گرامی خواهش میکنم وقتی پشت فرمون نشستین، زیر بغلتونم کلی عرق کرده خواهشن اون شیشه رو ندین پایین تا آخر که باد بخوره لباستون خشک بشه ، یکم به فکر اون بدبختی که پشت سرتون نشسته فکر کنید که اون بوی عرق میخوره بهش، انگار گاز بیهوشی میزنن ، امروز دیگه داشتم تو کما میرفتم، مسئولین رسیدگی کنن لدفااااا، اُق حالم دوباره بد شد!!!!!
>>> درد دل من <<<
خیانت های تورو دیدم ، دروغ های تورو شنیدم اما به روم نیاوردم ، گفتم عوض میشی ، گفتم اگه من رو نخوای خودت میری، ولی من رو رها نکردی هیچ وقت ، چون خودت هم باورت شد که کسی رو بیشتر از من دوست نداری ، بخاطر پیام ان شب که بهت گفتم تو همه زندگی منی و من بدون تو میمیرم ، تو همه انها رو رها کردی و فقط کنار من موندی، خدا رو شکر میکنم که زود تصمیم نگرفتم برای جدایی و بهت فرصت دادم.
smiling =خندان
soft heart = خوش قلبی
seemly = شایسته
stunning = بسیار خوب
so lovely = بسیار دوست داشتنی
sonsy = خوشبخت
successful = موفقیت آمیز
اینم هفت سین بچه های مترجمی زبان برای 4 جوکی های عزیز، سال نو مبارک!
انقدرحال میکنم بااینایی که مواظب وسایلاشون هستن
بعدمیان قایمشون کنن که خراب نشن،گمشون میکنن! دی
سلام آقا عباس ، خیلی ناراحت شدم امیدوارم هرچی زودتر حالتون خوب بشه و به جمع ما برگردین و دوباره ما رو با فاتزی ها و خاطراتتون خوشحال کنید.
من با تو رنگ شب را زیباتر از همه رنگ ها میبینم، من عشق را با چشم تو در خواب و رویا دیدم ، من با دست های مهربان تو بر سر تمام غصه هایم چتر گرفته ام ، من با پاهای تو به روزهای نیامده رفتم و از پشت پنجره های تیره و تار با چشمهای تو به تماشای فردا نشستم.
آدم خوب قصه های من دلتنگ دلتنگ شده ام، حجمش را میخواهی؟ خدا را تصور کن...
کنار تو فقط آروم میشم/
پر از دلشوره ام هرجای دیگه /
تو تقدیر منی، چشات اینو بهم هر لحظه میگه /
تو میخندی پر از لبخند میشم /
تمام زندگیم خوشرنگ میشه /
صدای پای تو، تو خونه هرروز واسه من بهترین آهنگ میشه /
چقدر خوشبختی نزدیکه کنار من که راه میری /
از این دنیا رها میشم تو که دستام و میگیری...