شما هم وقتی بچه بودید،موقع راه رفتن سعی میکردید پاتونو روی این فاصله های کاشی ها و سرامیک ها نذارید یا فقط من تاب داشتم؟
@bahbah · ۱۵۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲ رأی)
شما هم وقتی بچه بودید،موقع راه رفتن سعی میکردید پاتونو روی این فاصله های کاشی ها و سرامیک ها نذارید یا فقط من تاب داشتم؟
هر درسی رو که در حالت عادی نمیفهمم میرم تو دسشویی میخون�
کلا محیط دوست داشتنی هستش
:ا :ا
تسبیح اشک های سحر بی نتیجه نیست
در گریه دیده ایم اثر،بی نتیجه نیست
باور کنید اه جگر بی نتیجه نیست
اینقدر باز ماندن در بی نتیجه نیست
از انتظار پنجره ها کور میشوند
بی نور چشم تو گره ها کور میشوند
تقویم هایمان همه زارند،خسته اند
این ابرها چگونه ببارند،خسته اند
بی تو از اینکه جمعه شمارند خسته اند
از برگ بر خود گله دارند،خسته اند
کارم غروب جمعه به اشکال خورده شد
دیدی هزار و سیصدمان سال خورده شد؟
نام تو میبریم اگر قند میخوری�
پس ما به رد پای تو پیوند میخوری�
وقتی که ما به جان تو سوگند میخوریم
یعنی به درد لطف خداوند میخوری�
مرحمتش گرفت،گرفتار تو شدی�
چله نشین لحظه ی دیدار تو شدی�
طرز نگاه تو به نظر جور دیگریست
خورشید از عنایت این ذره پروریست
تکلیف ما اگر بپذیرید نوکریست
این چادری که خیمه زدی ارث مادریست
ای آیه آیه آیه باران فاطمه
کوثر نشین بیابان فاطمه
علی،ای ساقی کوثر نشینان
ترازو ی نشان کفر ایمان
علی،ای نقطه ی پرگار عال�
پناه و مرجع اولاد عال�
تو منظور تمام ما صباحی
به طوفان حوادث نا خدایی
خدا داند،خدایی بی نظیری
تو مولا بر همه عالم امیری
شرابم به تو ای سقای توحید
که نور افشان شوم همپای خورشید
مرا لبریز آن مستانگی کن
چنان قمبر غلام خانگی کن
از آن روزی که از جامت چشید�
رخت را فاش در پیمانه دید�
جمال حسن تو شد قبله گاه�
نشسته خال رویت در نگاه�
عنایت شما هر روز بیش است
ولی این بینوا محتاج بیش است
سری سبز و زبانی سرخ دارم
قلم باشد به کف چون ذوالفقار�
به نفس ارم به عشق ناب مولا
زنم دم از تولی و تبری
علی سر نهان و اشکار است
خدایی ناز شست کردگار است
علی تسبیح و تکبیر و قیام است
علی هم رکعتین و هم سلام است
علی دست خدا در استین اس�
علی تنها صراط راستین است
علی عیسی و موسی و شعیب است
علی گنجینه ی اسرار غیب است
علی انجیل و تورات و زبور است
علی سر منشا تکثیر نور است
علی استاد جبریل امین است
که مولایم امیرالمومنین است
بیا ای دل به عالم دلبری کن
خودت را سراسر حیدری کن
که ادیان همه حران ولی اند
همه دنبال فرزند علی اند
اعتراف میکنم هر وقت پستم تایید میشه حتی پست هارو تک تک نمیخونم تا برسم بهش،سریع سرچش میکنم ببینم چقد لایک خورده
اقا خل خودتی
:ا
اعتراف میکنم هنوز میرم پست سه ماه پیشم رو چک میکنم که لایکش از پست بالایی و پایینی بیشتر یا کمتر
:ا
نصف لایک همه ی شما دوستان برا من،چون اسم منم زیر پستاتون هست
:ا
هر وقت تو دسشویی یه پست به ذهنم رسیده،بالای 500 لایک خورده.
خدایا این دسشویی رو از ما نگیر،فک کنم برا کنکور باید اونجا درس بخون�
:ا
چرا تو اینه شبیه بردپیت میشم اما تو عکس شبیه دایناسور مارگارورا؟
:ا
یادش بخیر،یه زمانی تو 4جوک دیوار بتونی و وان حموم برای خودکشی مد شده بود.
یه زمانی یه صفحه فقط پستای امیر و مانی بود.
فک کنم فقط اقا عباس و محمد رسول یادشون باشه
چه دوره زمونه ای شده ها.
رفته بودم پارک تاب سواری(بچه خودتی.مگه من دل ندارم؟)
یه پسره داشت با دوستش تاب سواری میکرد.بعد به دوستش گفت تو گلگسی تب داری یا ای پد؟!!!!!!!!!!؟
من کلا نیم ساعت هنگ بودم،ما هم سن اینا بودیم سر نوشمک البالویی دعوا میکردیم.
تازه جالب تر اینجاس،اون یکی دوستش اومد بهش گفت بیا بریم سرسره اینم یه فوشی گذاشت تو پاچه ی رفیقش که من هفت هشتا سکته زدم.
بعد بهش گفتم:عمو جون چن سالته؟گف 10
:ا
اینده مملکت دست ایناس
:ا
یادش بخیر،یه زمانی 4jok لایک نداشت
میرم دسشویی یه عالمه مطلب باحال میاد تو ذهنم که بنویسم تو 4 جوک،تازه همون تو خودم به چرت و پرتام میخندم!
میام بیرون همش یادم میره :ا
این دسشویی چه فضای عجیبیه
این پست هم رو کاغذ نوشتم که یادم موند
:ا
خداوندا به ان شخصی که از حمام میاید بیرون و اب را در حالت دوش اب میگذارد شعوری عظیم عطا بفرما.
خداوندا ان مردم ازاری که کف دمپایی حمام را صابون میمالد به عذابی عظیم دچار فرما.
:ا
هم یخ زدم هم با کله خوردم زمین
یه مخاطب خاص دارم کلا کرم های انقلابی تو وجودش زیاد هستن،خودش اس میده وقتی جوابشو میدم نیم ساعت بعد جواب میده میگه ببخشید خونه عمم هستم بعدا اس "بده"؟!
:ا
دیروز هنزفریم گره خورده بود نتونستم گره شو باز کنم با قیچی بریدمش!
:ا
میدونم دیوونم
اومدم تو اتاقم عین یه بچه خوب گوگولی نشستم درس میخون�
مادر مهرباااااااااااااااان : مگه تو درسم میخونه تن لش؟!
:ا
قربونش برم عشقش به من اندازه چغندره
روزی پیامبر از حضرت علی پرسید:ای علی،میدانی در چه هنگامی یک بانو نزدیکترین حالت را به خدا دارد؟
حضرت علی پاسخ را نمیدانست و از حضرت فاطمه پرسید و پاسخ حضرت فاطمه:نزدیکترین حالت زن با خدا زمانیست که زن خود را از نا محرم میپوشاند و چادر بر سر میکند.
برادر محترم به پدرم:باباااااااااا،پول میدی برم لباس مباس بخرم؟
پدر:برو از تو کیفم هر چقد میخوای بردار پسر گلم!
:ا
من:بابا،هزار تومن میدی برا کرایه تاکسیم؟
پدر:خفه شوووووووووووووووو،همی دیروز بهت هزار تومن دادم!
:ا
من:خو پدر من کرای رفتم میشه 800 تومن،تموم میشه دیگه.
پدر:به من چه تخفیف بگیر
من:چش�
:ا
تخفییییییییییییییییف؟!
تاکسیییییییییییییی؟!
:ا
اعتراف میکنم هر وقت میخوام پست بذارم میرم تو دستشویی در مورد پستم فک میکن�
ببخشید دیگه
:ا