ع

عمو عباس

@Amo Abbas · ۱۹ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

ع
عمو عباس ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز یه خره از خیابون میخواست رد کنه از شانس بد او یه ماشین با سرعت بالا به خره چراغ میده تا زود رد بشه
خره هیچ توجه نمیکنه سرشو میندازه و به راه خودش ادامه میده.
ماشینیه اومد رسید به خره،
گفت : مگه کوری نمیبینی دارم چراغ میدم برات که از سر راهم بلند بشی
خره میگه: خودت کوری مگه نمیبنی من خرم ؟
یاور میگه:چرا تو خری
خره میگه : خب چرا به جای اینکه برام بوق بزنی چراغ دادی؟ اهان؟
یارو میگه: ببخشید فکر کردم تو میفهمی
خب دیگه هیچی آخرش یاور میگه : فکر کنم من خرم

ع
عمو عباس ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
دارم واسه دختر خالم تعریف میکنم میگم:
دیشب داشت یه راز بقا نشون میداد شیره حمله کرد به یه گله آهو یکی شونو گرفت!
میگه: بقیه چی؟ فرار کردن؟
پـَ نه پـَ موبایلاشونو درآوردن فیلم گرفتن از صحنه واسه بقیه حیوونای جنگل بلوتوث کنن&hellip;</p>