من هنوزم حاضرم دست اون رفتگر مهربونی که شبا وقتی من دارم آماده میشم بخوابم تازه میاد کوچمون رو تمیز کنه ببوسم!
دست یه همچین مردی که توی این دوره زمونه برای یه لقمه نون حلال که ببره واسه زن و بچش این طوری زحمت میکشه رو باید بوسید...
فقط....
نگرانم که خونواده یه همچین آدم نازنینی چشمشون دنبال ریخت و پاش های خجالت آور امثال من نباشه که یه موقع خدایی نکرده پدرشونو....
خدایا من ببخش...