من نمیدونم اینایی ک دوست من نیستن !!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
ب چه امیدی زنده هستن؟؟؟
نه واقعا میخوام بدونم !!!!!
با رسم شکل توضیح دهید..؟!
@amirsam70 · ۲۲۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶۹ رأی)
من نمیدونم اینایی ک دوست من نیستن !!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
ب چه امیدی زنده هستن؟؟؟
نه واقعا میخوام بدونم !!!!!
با رسم شکل توضیح دهید..؟!
روزی مریدی شیخ را دراز کشیده و با دیدگان بسته بدید ، پس به سوی شیخ برفت و صدا بزد : شیخا. شیخ پاسخی ندادندی. مرید دوباره بگفت : یا شیخا و باز هم پاسخی نیامد. مرید دوباره بگفت : یا ایهاالشیخا و باز هم صدایی نیامد.
پس مرید به صورت نگران و پریشان خاطر برفت و با ظرفی مَملو از آب بیامد و آب را بر صورت و سیرت شیخ بپاشید و چنان چَک آبداری به صورت شیخ بکوفت که صدای آن تا آسمان هفتم بِرَفت.
دیدگان شیخ ناگهان باز گشتندی و بی درنگ کمربند خویش را در آورده و مرید را سیاه و کبود بکرد و مرید نعره ها سر بداد.
پس مریدان بپرسیدند : یا شیخا ، حکمت این کتک کاری چیست؟ به راستی که آن مرید شما را از مرگ نجات بداد.
شیخ نعره ای سر بداد و بگفت : خاموش باش ملعون ، به راستی که هندزفری در گوش من بودندی و من در حالت ریلکسیشن بودندی که این خوارپشت مرا بدین صورت بزد ، نفرین بر آن کس که در میان ریلکسیشن شیخ پارازیت بیاید و مانع شود.
پس مریدان پس از درک آن حکمت نعره ها سر دادندی و خشتک ها را دریدند و به حالت ریلکسیشن چشم از جهان گشودندی.
هرکس 4جوک را نشناسد نیمی از عمر خود را به فنا داده است
.
.
.
.
و هر کس بشناسد تمام آن را...!!!
مورد داشتيم پسره پست گذاشته بود که بین آیفون 6 و نوت 4 کدوم رو بگیرم ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دختره کامنت گذاشته بود ،هیچکدوم خوب نیستن ، به دردت نمیخورن.
بیا من رو بگییییر، آشپزی هم بلدم ، نون هم میگیرم ، آشغالا رو هم دم در میزارم ، کنترل تلوزیون هم دست خودت باشه ، دیگه چی میخوای ؟! =))
شخصی نزد حکیم رفت و گفت :
ای حکیم ، من خیلی بیتاب�
.
.
.
.
.
.
.
حکیم تابی به او داد و گفت این را در حیاط خانه وصل کن ..!!!
آن مرد رفت و دیگر بی تاب نبود
خیلی حرفا واسه گفتن دار�
واسه عکسی که ازت جا مونده
تو مقصره همه دردامی
که همه وجودمو سوزونده
رو سکوت ِ کاغذم باز امشب
قلمم به گریه افتاد و نوشت
با دستایی که همش می لرزید
واست این درد دلارو نوشت
توی عکستم بهم میخندی
تو روزایی که همش اشکه چشا�
واسه زخمی که ازت خوردم من
حتی زندگی دیگه سخته برا�
شما در اد لیست حقیرانه خود چیزی دارید که من در
پروفایل کبریایی خود ندار�
شما دوستی چون من دارید و من چون خود ندارم . . . !
کوفتتان
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.!!
ﺍﮔﻪ ﺍﺯ زن ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﻲ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ
ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻛﻼﻓﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ ﻭﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﻴﺪ !!!!....
ﺍﺻﻼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ !!!!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
مال ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ
ﻛﻼ ﺍﻳﻨﺎ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭﻳﻦ...فایده نداره درست بشو نیستن تن تاک بخر. فرار کن.!!
ﺟﻮﮐﺮ (ﻫﯿﺚ ﻟﺠﺮ) : ﻣﻦ ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ . ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﻭ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺑﺪﻫﻲ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﮐﺮﺩﻥ ،ﻣﺎ ﭘﻮﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﺮﺍﺣﻴﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ ﺑﺮﺍﻡ ﺍﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﻩ ، ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻭﺍ ﻳﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻲ ﺷﺪ؟ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﻴﻨﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﻢ ﮐﺮﺩ ... " ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻡ " ! ﺷﻮﺍﻟﯿﻪ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ / ﮐﺮﯾﺴﺘﻮﻓﺮ ﻧﻮﻻﻥ
یکی از دخترای همسایه اس ام اس داده : سلام من لپ تاپ خریدم صفحه کلیدش ژ نداره چیکار کنم؟
منم گفتم : جدی ی ی؟ اصلا خودتو نگران نکن
فقط سریعا زنگ بزن پلیس بگو لپ تاپ تقلبیه!!!
۱۵ دقیقه بعد تو کوچه صدای آژیر پلیس میومد =)))
هیچی دیگه مامانش زنگ زد صدتا فوش داد :|
ولی کلا راضی ام از خودم :))
هــــــــوا اینقدر گرمه که کولر خونمون ن تنها جواب نمیده بلکه سوالم میپرسه!!!
سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم : عزیزم ازکجا می دونستین ؟
جواب داد : مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابا�
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!
کاش میشد آدم ها رو مثل اسکناس جلو نور گرفت و واقعی ها شو تشخیص داد!!!
یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم که یهو ی مرده با فراری زرد خوشگل اومد...همه چشا بهش دوخته شده بود...همه زیر لب ازش تعریف می کردن که ناگهان...ی پیر زن اومد دست تکون داد بهش خیال کرد تاکسی هستش...هیچی دیگه در حالی که ما داشتیم آسفالتو گاز میگرفتیم اون مرده هم داشت محو می شد کم کم
مورد داشتیم :بهش گفتن چرا برا بچه ت همچین اسمی انتخاب کردی؟؟؟؟
میگه شانس منه همه قرآن باز میکنن اسم بچشون میشه یاسین و یوسف
مال ما شد عنکبوت!!!
این دخترایی که با یکی دوستن ولی همزمان خبر عقدشون با یکی دیگه میاد!!!
.
.
.
.
.
بی وجدان ها منو یاد رونالدینهو می اندازن...
ب چپ نگاه میکرد ب راست پاس میداد خخخخ
هر که را بالا می بر�
بادبادکی می شود و می گریزد
ریسمان ها به چه درد می خورند
وقتی دل بادبادکها؛ برای باد می
لرزد
دلگیر�
از دنیآ و روزگآرش
از بی کسی هآ و سکوت هآ!
این منم که اینگونه خسته ا�
منی که همیشه خوب بودم و
خندآن
منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!
نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!
چون “تـو”، “من”
نیستی!
پس لطفا قضآوتم نکن…
بعضیایه نفرن اماوقتی نیستن همه تنهان.;!