*******abas_m223*******
ﺍﻭﺍﯾـﻞ ﺍﻧـﻘـﻼﺏ ﻫـﻤـﻪ ﺧـﻮﺍﻧـﻨـﺪﻩ ﻫـﺎ ﻗـﯿـﺎﻓـﻪ ﺷـﻮﻥ ﺷـﺒـﯿـﻪ ﮐـﻔـﺘـﺮﺑـﺎﺯﺍ ﻭ
ﺭﺍﻧـﻨـﺪﻩ ﺗـﺮﯾـﻠـﯽ ﻫـﺎ ﺑـﻮﺩ ﺑـﺠـﺰ
.
.
.
.
.
ﺳـﯿـﺎﻭﺵ ﻗـﻤـﯿـﺸـﯽ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﻫـﻤـﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺷـﺒـﯿـﻪ ﻣـﻌـﻠﻢ ﭘـﺮﻭﺭﺷـﯽ بـود!!! ^_^
بر اساس بیشترین تعداد لایک، در همهی انواع محتوا.
*******abas_m223*******
ﺍﻭﺍﯾـﻞ ﺍﻧـﻘـﻼﺏ ﻫـﻤـﻪ ﺧـﻮﺍﻧـﻨـﺪﻩ ﻫـﺎ ﻗـﯿـﺎﻓـﻪ ﺷـﻮﻥ ﺷـﺒـﯿـﻪ ﮐـﻔـﺘـﺮﺑـﺎﺯﺍ ﻭ
ﺭﺍﻧـﻨـﺪﻩ ﺗـﺮﯾـﻠـﯽ ﻫـﺎ ﺑـﻮﺩ ﺑـﺠـﺰ
.
.
.
.
.
ﺳـﯿـﺎﻭﺵ ﻗـﻤـﯿـﺸـﯽ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﻫـﻤـﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺷـﺒـﯿـﻪ ﻣـﻌـﻠﻢ ﭘـﺮﻭﺭﺷـﯽ بـود!!! ^_^
ﺩﯾﺸﺐ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺧﻮﻧﻪ
ﻧﯿﺴﺖ , ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟؟
ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ !!!
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ !
ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﯾﻨﺎ 3 4 ﻣﺎﻫﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻓتن :|
************abas_m223.************
آبـان 90 ﻋـﺮﻭﺳـﯽ ﺩﺍیـی کـوچـیـکـم ﺑـﻮﺩ
ﺑـﻌـﺪ بـابـام 2ﻣـﯿـﻠـﯿـﻮﻥ 5000 ﺗـﻮﻣـﻨـﯽ ﺗـﻘـﻠـﺒـﯽ ﮔـﺮﻓـﺘـﻪ ﺑـﻮﺩ کـه ﺑـﭙـﺎﭼـﻪ ﺳـﺮ ﺩﻭﻣـﺎﺩ و مـن و داداشـم و... کـه ﭘـﺮﭼـﻢ ﺧـﺎﻧـﻮﺍﺩﺭﻭ ﺑـﺒـﺮﻩ ﺑـﺎﻻ !!! ^_^
ﺧـﻼﺻـﻪ بـابـام و اون یـکـی دایـیـام و داداشـم و... مـثـل گـرگ هـایـی کـه گـوسـفـنـد دیـده بـاشـن دورم کـرده بـودن مـنـم ﺩﺍﺷـﺘــﻢ وسـط مـجـلـس اسـکـی مـی رفـتـم و عـیـن خــر جــفـتـک مـیـنـداخـتـم بـابـام هـم عـیـن پـشـگـل کـه از گـوسـفـنـد مـی ریـزه رو زمـیـن رو سـرم ﻫـﻤﯿـﻨـﺠـﻮﺭ 5 تـومـنـی ﻣـﯽ ﭘـﺎﭼـﯿـﺪ و زیـر لـب مـی گفـت " عـبـاس جـان خـدا حـفـظـت کـنـه, ایـشـالا عـروسـیـت پـسـرم"
مـنـم کـه ﻣـﯽ ﺩﻭﻧـﺴـﺘـﻢ ﺗـﻘـﻠﺒـﯿـﻪ دایـورت کـرده بـودم و ﻓـﻘـﻂ ﻣـﯽ
ﺭﻗـﺼـﯿـﺪﻢ!!! ^_^
خـلاصـه ﻫـﻤـﻪ ﮐـﻔـﺸـﻮﻥ ﺑـﺮﯾـﺪه ﺑـﻮﺩ و بـا یـه دسـتـشـون مـوز مـی خـوردن و بـا اون یـکـی دسـتـشـون مـوهـای زیـر بـغـلـشـون که فـر خـورده بـود رو اتـو مـو مـی کـشـیـدن !!! ^_^
ﻭسـﻂ آهـنـگ بـودم کـه یـهـو بـابـام دو دسـتـی زد رو سـرش ﺩﺍﺩ ﺯﺩ "عـبـاس خـدا نـصـفـت کـنـه ایـشـالا خـبـر مـرگـت " ﯾـﻪ ﺑـﺴـﺘـﻪ 5ﻫـﺰﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗـﻌـﯽ ﺍﺷـﺘـﺒـﺎﻩ ﭘـﺎﭼـﯿـﺪﻡ رو سـرت !!!
آقـا ایـنـو کـه گـفـت هـمـه رنـگـمـون عـیـن چـــی پـریـد, یـهـو تـغـیـیـر تـاکـتـیـک دادیـم ﻋـﯿـﻦ یـوزپـلـنـگ زخـمـی ﯾـکـی یـکـی شـیـرجـه مـی زدیـم روﻣـﻬـﻤـﻮﻧـﺎ ﭘـﻮﻻﺭﻭ ﺟـﻤـﻊ ﮐـنـیـﻢ....
هـیـچـی دیـگ بـابـام کـلاه گـیـسـش در اومـد اون وسـط...
داداش کـوچیـکـم خـم شـده بـود پـول ور داره چـنـد بـار پـشـت هـم گوزیـد..
دایـی ﺑـﺰﺭﮔـﻢ ﺩﻣـﺎﻏـﺶ شـکـسـت.....
3,4 نـفـر قـطـع نـخـاع شـدن....
تـنـهـا کـسـی کـه اتـفـاق خـاصـی بـراش نـیوفـتـاد مـن بـودم کـه خـدا رو شـکـر فـقـط یـه کـم دسـت راسـتـم قــــطـــع شــد !!! ^_^
ﺧـﻮﺷـﺒـﺨـﺘـﺎﻧـﻪ ﮐـﻞ 500 ﺗـﻮﻣـﻦ ﺭﻭ ﺟـﻤـﻊ ﮐـﺮﺩﯾـﻢ !!! ^_^
((مـرسـی بـچـه هـا بـابـت 920000 لایـکـتـون ^_^ ))
خارجي: شما چطور اختلاس ميکنيد؟
ايراني: اين پروژه رفاهي و عمراني رو مي بيني؟
خارجي: نه، من که چيزي نميبينم!
ايراني: آ قربون دهنت، همين چهل ميليارد خرج برداشته!
گــویـنـد اَ قـــدیم :
تـو خـونـه جـای خـانـوم ِ خـونـه رو پـای آقاشـــه..جـایِ دسـاشـم دور ِ گـردن مـــرد ِ خـونـه
وخـتـی هـم که مـیزنن بـیرون، بـرن تـوچـال
آقــا بـالا رفـتـنـی پـُش خـانـومـش بـاشـه و پـایین اومـدنـی جـلـوی خـانـومـش، در هـر دو حـالتم کـمـربنـدش در اخـتـیار خـانوم بـاشـه کـه ی وخ ســُر رف پـخـش ِ زمـیـن نشـه
زن بـلاس ؛ مـرد سـپر ِ بلا
آرّه
کودکی مدیر ۴ جوک
او در خانواده ای پر جمعیت در ایران متولد شد به شدت عقده ای و زود رنجبه گفته شاهدان عینی اون در همون سنین طفولیت زیاد علاقه ای به درس نداشت و هی معلمان بهش میگفتن پسرم بیشتر تلاش کن شاید یه چیزی شدی. (راوی از درس تائید نشدن یه حقایقی رو هم نادیده گرفته)
بعد که دید تو مدرسه به جایی نمیرسه شروع کرد به کار کردن پدرش هی سرش داد میزد پسرم بیشتر کار کن به درد پیریت میخوره اونم هی می گفت: محتواهای تکراری.
اون بعد تصمیم گرفت یه سایت درست کنه اما به علت دوستان ناباب زود سایتش به سمت +۱۸ سوق پیدا کرد. در حالی هر روز تعداد بازدید کنندگانش زیاد شد متوجه شد سایتش فیلتر شده و به روش با علامت قرمز نوشتن به علت قوانین و مقررات این تارنما موجود نمی باشد یا باید با فیلتر شکن رفت یا خود به خود به یه تارنمای دیگر که شامل مباحث اخلاقی و خانواده یا ... بود هدایت میشد.
مدیر دیگر تصمیم گرفت به سمت دنیای مجازی نره و ۲ سال سخت کار کرد تا عاشق یه دختر شد اما خوشکی شانس دختره یه دختر از خانواده مرفه های بی درد بود و مدیر ۴ جوک زود تو سنین جوانی طعم بد شکست عشقی رو خورد( به علت همینه اگه نوشتاتون یکم فضای عشقی داشته باشه اون یاد خاطراتش می افته و میگه غم و غصه زیاد)
اون در حالی که هر روز افسرده تر میشد و اهنگ های مجید خراطها گوش میداد و کلا از زندگی بریده بود دوباره عاشق شد (به به مدیر ۴ جوک هم زود به زود عاشق میشه) اون هم عاشق یه سایت شد بله اون عاشق سایت ۴ جوک شد و تونست به یکی از موفق ترین مدیرهای جهان تبدیل بشه اما هنوز خیلیا اونو بهترین مدیر جهان میدونن از جمله بنده که بیوگرافی مدیرو براتون نوشتم.
داعش يعنى حكومت وحشت، با انتشار ويديوهاى ساخته رسانه هاى داعشى بهشون كمك نكنيم، وحشتى كه اونا ميخوان تو كشور بياد رو خودمون بهشون هديه نديم!
هر ويديويى كه داعش پخش ميكنه رو انتشار نديم
فدای چشماتم!می دونی چرا؟
.
.
.
.
چون هر وقت بهش نگاه می کنم خودم رو توش می بینم.
.
بزن لایکو
مام مکالمات من و بابام در طی سال:
«بیا ببین این گوشی من چشه
بزن اخبار گوش کنی�
بزن 3
چراغا رو خاموش کن
خونه سرد شد کولرو خاموش کن
چشات درنیومد پای لپ تاپ؟»
اگر چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!
ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﺫﻫﻦ ﻣﻦ :
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﺩﻭﺳﺘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﯽ …
ﺭﻭﺯﺍ ﮐﻪ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﻦ ﺑﺮﯼ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﺷﻮﻥ ﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﮐﻨﯽ …
ﻣﻮﻫﺎﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﻪ ﺩﺭﻧﯿﺎﺩ …
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ ﮔﻢ ﺷﯽ …
ﺑﺮﻕ ﺑﺮﻩ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﺵ ﺑﯿﺎﺩ …
ﺍﺷﺘﻬﺎﺕ ﮐﻮﺭ ﺷﻪ ﺑﺒﺮﯾﺶ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﺎﻥ !
هنــوزم هستــن کســایی که زنـــگ می زنن مــزاحمــت میــشن و در جــواب ٍ شمــا ؟؟ گفــتنتــون می گــن : مــن ُ نمی شنـــاسی ؟؟؟
نســلشـون منقــرض نشــده لامصبـــا :)
به افتخار اون شیر مردی که بدون درس خوندن و استرس میره سر جلسه امتحان لایک کن تا ببینم چندتاتون شیر مردید؟
به ننه بزرگم تعارف زدم ببرمت بازار گفت دنبال دوستامم بریم، الان ی اکیپ پیرزن ریختم عقب ماشین و هی نخودکشمش میدن بهم و نوبتی نصیحتم میکنن!
ما یه سری صبح وسایل برداشتیم بریم طبیعت رو پاک سازی کنیم تا غروب دو کامیون آشغال جمع کردیم تا اینکه گفتن اینجا محل تخلیه آشغال شهرداریه.
*******abas_m223*****
بـچـه کـه بـودم هـروقـت مـی رفـتـم آپـارتـمـان عـمـه م ایـنـا چنـد دقــیـقـه زل مـی زدم بـه چـراغـهـای راه پـلـه شـون بـعـد خـامـوش مـیـــشـد....
تـا هـفـتـه پـیـش فـکـر مـی کردم یـه قـدرت خـاص دارم , وقـتـی فـهـمـیـدم تـایـمـر داره کـمـرم شـکـسـت!!!
خـداااااااااااا میـشـنوی صـدااامـو??? >_<
ﮐﯿﺎ ﻣﺜﻪ ﻣﻦ ﭼﻠﻪ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺘﻮ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ؟
ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺟﻠﯿﻘﻪ ﺿﺪ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﻪ ﺍﺩﻡ ﻧﻤﯿﺪه!!!
فیلمای زامبی طور خیلی ترسناک و غم انگیزن. اینکه قرار باشه بعد از مردن هم دوباره بلند شیم راه بیفتیم دنبال یه لقمه نون واقعا در توانم نیست.
ﺍﯾﻨﺎ ﮐﻪ ﺩﻫﻨﺸﻮﻥ ﺑﻮ ﮔﻨﺪ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ
.
.
.
.
ﺍﯾﻨﺎ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭﻧﺸﻮﻥ ﺭﯾﺪﻩ
رفتم فروشگاه یه سبد برداشتم عین خارجیا هرچی دیدم مینداختم توش، مسئول فروشگاه خوشحال شد گفت میتونم کمکت کنم؟ گفتم آره، بزن تو گوشم جَوَم بخوابه.
میگــ�
ی وخ زشـتــ نباشــه هیشــکی منــو دوس نـــداره :|