کودکی مدیر ۴ جوک
او در خانواده ای پر جمعیت در ایران متولد شد به شدت عقده ای و زود رنجبه گفته شاهدان عینی اون در همون سنین طفولیت زیاد علاقه ای به درس نداشت و هی معلمان بهش میگفتن پسرم بیشتر تلاش کن شاید یه چیزی شدی. (راوی از درس تائید نشدن یه حقایقی رو هم نادیده گرفته)
بعد که دید تو مدرسه به جایی نمیرسه شروع کرد به کار کردن پدرش هی سرش داد میزد پسرم بیشتر کار کن به درد پیریت میخوره اونم هی می گفت: محتواهای تکراری.
اون بعد تصمیم گرفت یه سایت درست کنه اما به علت دوستان ناباب زود سایتش به سمت +۱۸ سوق پیدا کرد. در حالی هر روز تعداد بازدید کنندگانش زیاد شد متوجه شد سایتش فیلتر شده و به روش با علامت قرمز نوشتن به علت قوانین و مقررات این تارنما موجود نمی باشد یا باید با فیلتر شکن رفت یا خود به خود به یه تارنمای دیگر که شامل مباحث اخلاقی و خانواده یا ... بود هدایت میشد.
مدیر دیگر تصمیم گرفت به سمت دنیای مجازی نره و ۲ سال سخت کار کرد تا عاشق یه دختر شد اما خوشکی شانس دختره یه دختر از خانواده مرفه های بی درد بود و مدیر ۴ جوک زود تو سنین جوانی طعم بد شکست عشقی رو خورد( به علت همینه اگه نوشتاتون یکم فضای عشقی داشته باشه اون یاد خاطراتش می افته و میگه غم و غصه زیاد)
اون در حالی که هر روز افسرده تر میشد و اهنگ های مجید خراطها گوش میداد و کلا از زندگی بریده بود دوباره عاشق شد (به به مدیر ۴ جوک هم زود به زود عاشق میشه) اون هم عاشق یه سایت شد بله اون عاشق سایت ۴ جوک شد و تونست به یکی از موفق ترین مدیرهای جهان تبدیل بشه اما هنوز خیلیا اونو بهترین مدیر جهان میدونن از جمله بنده که بیوگرافی مدیرو براتون نوشتم.