یه شب که باهم داشت قدم میزد گفت:دوست دار�
من بهش گفتم:من دوست ندار�
گفت:چرا؟؟
گفتم:عاشقم دیوونت�
دستامو گرفت محکم فشار داد گفت:ما بیشتر
گفتم:قول بده تنهام نزاری
گفت:قول میدم قول قول
هعی تو که زدی زیر قولت هنوز دوست دارم
یه شب که باهم داشت قدم میزد گفت:دوست دار�
من بهش گفتم:من دوست ندار�
گفت:چرا؟؟
گفتم:عاشقم دیوونت�
دستامو گرفت محکم فشار داد گفت:ما بیشتر
گفتم:قول بده تنهام نزاری
گفت:قول میدم قول قول
هعی تو که زدی زیر قولت هنوز دوست دارم
پاییز رسیده است
انار ها هم
تو اما
نرسیده ای هنوز
میوه #نارس کدام فصل بوده ای مگر ؟
عشق یعنی
عشقت بخاد بره سرکار
ساعت 6نیم صبح
الارم بزاری بیدارش کنی
تا خود سرکار باهم حرف بزنید بعد از اونور وقتی تعطیل شد با همه خستگیش تا خونه باهات حرف بزنه M
میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟
سر به زیر و ساکت و بی سرصدا میرفت دل
ناگہانرویِ تٌو راٰ دید و حواسش پرت شد ..
دیدار یار غایب
دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان
برتشنه ای ببارد
#سعدی
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.