پیام

یکی از لذت هایی که دیگه نیست اینه که...
باکلی هیجان بیای بشینی پشت کامپیوتر تموم مشکلات و دردهای دلت رو کنار بذاری به عشق بچه ها مستقیم بیای 4جوک بری تو پاتوق ببینی چندنفر برات پست گذاشتن چند نفر تجربه های مهم زندگیشونو یادت دادن...
کاش پاتوق همون پاتوق قبل میموند وتنهامون نمیذاشت...
کاش یاد میگرفتیم باهم بحث نکنیم...
کاش با حرف هامون دل دوستامون رو نمیشکوندیم...
کاش هیچ وقت حرفی نمیزدیم که داداش کیان شبوتاصبح تو خیابون پرسه بزنه...
کاش هیچ حرفی نمیزدیم که باعث بشه خانم صادقی حالش بدشه وکارش به بیمارستان بکشه...
کاش حرفایی نمیزدیم که سایلار بگه به خاطرش پاتوق نمیاد...
کاش طوری بودیم که داداش امیرطاها از پیشمون نره...
کاش طوری بودیم که لابستر تو پاتوق هم پست بذاره...
کاش یکم به خودمون و رفتارمون و حرفامون توجه میکردیم...
کاش میشد رفتارمون رو حداقل تومحیط مجازی کنترل میکردیم...
کاش قدرهمدیگه و پاتوق و زحمت های خانم صادقی رو میدونستیم...
اینونوشتم تا کمی به خودمون ورفتارمون فکرکنیم ماچی کارکردیم که حتی پاتوق هم جای مانیست؟؟؟ کمی تامل)
دوستان لایک نکنید فقط یکم به حرفام فکرکنید همین...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.