h
havij ۱۳ سال پیش
پیام

thkjcd lu;,s
ببخشید فانتزی معکوسِ
فصل اول
شب بود و سرد,تنهای تنها تو اقیانوس آرام بین زمین و هوا ول بودم رو برج دیده بانی
صدای خنده و حرفای یواشکی میومد رو عرشه رو نگاه کردم دیدم اََََََََََََ عباس و سلنا اینجا چی میگه؟
داشتن باهم بازی میکردن(نه از اونا بیشور داشتن دنبال بازی میکردن) یادم آورد روز دیرین گردش یک روز شیرین توی جنگلهای گیلان کودکی ....
همین جور ک تو افق های روشن فانتزی هام داشتم محو میشدم سرمو که بالا نیاوردم ی کوه یخی دیدم آَه[ ] سری اکبرو صدا زدم گفتم دستیو بکش اکبر گفت ها؟؟بوم با دماغه رفتیم تو یخ بقل کشتی پاره شد
عباس اومد زیر برج گفت کمک,منم ی نارگیل انداختم واسش (تنها کاری که از دستم بر میومد)خورد تو سر سلنا و سلنا پخش بر زمین شد
عباس گفت بــوق بـــــــــــــوق بــــوق ... و یقه سلنا رو گرفتو کشان کشان بردتش
فصل دو�
دور میز نشسته بودیم که صدای داریم قرغ میشیم رو شنیدم اکبرو بلند کردم گفتم زود باش بریم گاب صندوق و خالی کن فرار کنیم داشتیم از پله ها میرفتیم بالا که دیدیم عباس داره سلنا رو میکشه اکبر غیرتی شد گفت با زنم چه کاری کردی سلنا رو با کتش کادو پیچ کرد و رفت طرف عرشه من موندم و عباس بردمش طبقه 5- زیرزمین کشتی و دستاشو بستم به لوله آب و خندیدمو رفت�
فصل سو�
همه جا هیاهو بود مسافرا داشتن از سر و کول هم بالا میرفتن که زنده بمونن آب داشت وارد کشتی میشد من و اصغر و جواد داشتیم آهنگ میزدیم تا مردم تو آخرین لحظه های زندگیشون حالشو ببرن اصغر مبهوت ته صحنه بود جائی ک افق با اقیانوش یکی شده بود اقیانوسی که دیگه آرام نبود یهو کشتی ی تکونی خورد و اصغر با مغز از کشتی پرت شد بیرون ولی منو جواد استوار ب کارمون ادامه میدادی�
سلنا و اکبر و مادر زنش اومدن کنار قایقا سلنا گفت من نمیام اکبر گفت هان؟
سلنا تف کرد تو صورتش اکبر پرت شد تو قایق قایقم افتاد تو آب سلنا رفت دنبال عباس و ما میخوندیم گل اگه باشی مونگُلی پرنده باشی اسکُلی تو چشم وا مونده من ....
فصل چهار�
ساکتو سربزیر سر جام وایساده بودم کشتی داشت قرغ میشد ولی داشتم وظیفه آبرسانیمو انجام میدادم عباس هم که دستاش به من بسته شده بود داشت بالا پائین میپرید فکر کنم دستشوئی داشت
یوهو صدای سلنا اومد عباس صدا زد اون صدا زد عباس صدا زد اون صدا زد ... تا سلنا پیدامون کرد اومد تو و ( ) بعد عباس گفت برو آب بیار سلنا گفت هان ؟ عباس گفت آب داره میاد بالا برو کمک بیار سلنا گفت آهان
رفت بیرون عباس آروم شده بود شاید مشکلش حضم شده بود سلنا اومد کمک پیدا کرده بود ی تَــــــــــــــــبَـــــــــــــر
آب تا گردنم اومده بود بالا عباس چشاو بست سلنا با تبر کوبید تو سرم نصفم رفت ب خودم ک اومدم دیدم جفتشون رفتن
فصل پنج�
داشتم آهنگو میزدم که کشتی از وسط تا شد نصفش داشت میرفت تو آب ولی اون نصفی که من بودم توش مقاومت میکرد کِشتی کَج شد تَش رفت هوا من با دندون میله محافظو گرفته بودم آهنگمو ادامه میدادم که دیدم جواد لز خورد رفت کف آب بد یهو دیدم سلنا و عباس دارن سربالائی میدوئن بالا رفتن میله هارو گرفتن آدمائی که در جدال با جاذبه شکست خورده بودن پرت میشدن پائین دستو پا بود که میخورد تو سرم ولی آهنگو ادامه میداد�
سلنا و عباس پریدن تو آب و رفتن رو ی تیکه چوب کشتی داشت میرفت پائین و حباب میومد بالا سلنا داشت واسه عباس شعر میخوند
a a love you like love song ab'bas--a a love you like a love song ab'bas
من که به کشتی الحاق شده بودم باهاش رفتم پائین ولی بازم آهنگ رو قطع نکردم سلنا گفت عباس؟عباس مثل چوب شور شده بود آره یخ زده بود سلنا داشت گریه میکرد و با لقد خوابوند تو صورت عباس که سری قرغ شه و زجر نکشه من کف اقیانوس بودم که عباس آروم افتاد کنارم و من آهنگمو میزدم که ی تیکه کاغذ و یه گردنبند از جیبش افتاد بیرون گردنبنده آلماس بود قلب دریا که مهریه سلنا بود و عباس پیچونده بود اون تیکه کاغذم که
♠من دیگه حرفی ندارم ♠

s
sepide *72 ۱۳ سال پیش
پیام

سلام به همگي:
*براي همه خوب باش.آنكه فهميد هميشه كنارت و بيادت خواهد بود و آنكس كه نفهميد روزي دلش براي تمام خوبي هايت تنگ ميشود*
♥ساکارومیسزسرویزیه♥ :مرسي بابت تبريك تولد ممنون كه بيادم بودي.
chie mage :من غلط بخورم بخوام كسيو بزنم.مرسييييييي عزيزم.
آلوچه :خدارو شكر كه سفر مشهدت جور شد.التماس دعا آجي جونم.
*گل قالی* :بچه ها خوب باشن منم خوبم.مرسي كه دعا ميكني.
shey2nak:خيلي خوشحال شدم وقتي پستتونو ديدم.
تک سوار تاریکی :با اين امتحانا يكم خوب بودن سخته!!از يه طرف هم هر شب سر فيلمبرداري عشق دروغين هستم!!!!!!سرم شلوغه!!!!خوبم به شرطي كه داداش بهنامم هم خوب باشه.
امیر21 :داداشي سايت دلش وا شد پست گذاشتي .مثل دله من.^_^
ملکه قصر یخی و پ مثل پارلا:تولداتون مبارك.ايشالاه خدا هميشه بهتون سلامتي بده و به همه آرزوهاي قشنگتون برسيد.
ashk :اين چه حرفيه اينجا همه مثل يه خونواده ان.خودت بايد بقيه رو مخاطب قرار بدي تا اونام برات پست بذارن.اينجا همه همديگرو دوست دارن.اينو كاه خودت ميدوني.
سینا مشهد :من تابع نويسنده ام.اعتراضي نيس!!داستانتون داره قشنگ ميشه.
آتییییییش!! :چاكر خواتيم آجي جونم.بوووووووووووس.*_^
هدیه :با تمام احترامي كه واسه حرفات قايلم.اما من نميتونم داداش و آبجي صدا نكنم.اصلا احساس صميميت بيشتر ميكنم وقتي اينجوري صدا ميكنم.شرمنده.
no love :مرسي بابت پستاي دنياي پاتوق قشنگ تر ميشد اگه......
لیلی و هیچکس...:شما خوبي آبجي؟چه خبرا؟خوش ميگذره؟^_^
B$B$B :تولدتون پساپس مبارك.ايشالاه هميشه زندگيتون بر وفق مرادتون باشه.
مرسي از همتون.
خانوم صادقي ايشالاه هميشه شاد و پر انرژي باشيد.

م
محمّدرسول ۱۳ سال پیش
پیام

!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!! علامت اختصاصی m.d.r.l.12.11
El Jefecito :داش! خوفی؟ فوتبال خوبه؟ شنیدم تو نقل و انتقالات فصل جدید
با استقلال قرار داد بستی! راسته؟
بابا 10 چیه؟ شوخیدم!
ــــــــــــــــــــــــــــ
صادق جون!داداش چه خبرا؟ چیکار میکنی بادرسا؟چن وقت دیگه کنکورها!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سینا ! پست و مقام میخوام چیکار؟ 500هزار تومن که این حرفا رو نداره ؟!
بزار یه سوال دیگه ازت بپرسم که صندلیه داغ ات سردشه!!
دفعه قبل دلم خنک نشد!
هر چی فکر کردم سوالی به ذهنم نیومد!
خودت از خودت یه سوال بپرس بعدش بگو بلد نیستم جواب بدم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ma30 sheyton!
البته بگم نوبت صندلیه داغم تموم شدها!عباس خان رو نیگا! عصبانی شده!خخخ!
باديدن اين كلمه ها اولين چيزي كه به ذهنت ميرسه سریع بنويس.
تاريكي ،(هیجان)........
جغد (بیداری واسه خوندن درس ، کاری که من هیچ وقت نکردم!)
رانندگي (اووووووف)، فك و فاميل ((^ـــ^))
، بارون ( بازم دلم گرفته تو این نم نم بارونه!،)
خوزستان (شهر دلیران هشت سال دفاع مقدس + گرما!)
، زيارت (سبکیه روحم)
، جنگل( صفـــــــــــآ)
ازدواج كردي؟(ها؟ چی ؟ دوباره بپرس! من؟ نــچ!!
توصيف مادر زن در يك جمله ؟
انسانی به ظـــاهر مهربان!!البته جدیدا واقعا مهربان شدها!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*گل قالی* : سلام خانومی!
خوب هستی!؟ یادی از ما نمیکنی حالا ما درس داریم ! شوما که درس نداری!
ـــــــــــــــــ
من و اون : داشی نگفتی کوجای گیلانی ها؟
ـــــــــــــــــــــــــــــ
بــاب اســفــنــجــی :اولا من عاشق باب اسفنجی هستم و خواهم بود !(تو رو نمیگم بابا ! خود بابا اسفنجی رو میگم!خخخخــ..(^ـــ^) شوخیدم تو رو هم دوست دارم !اصلا میخوای یه علامت اختصاصی واست پیدا کنم؟ باور کنی؟
..... پیدا کردم دو خوابه هست! مال یه خانوم دکتر بوده ! تازه مبله هم هست! میخوای؟
دوما:( لطفا با حالت عصبانیت بخون!ممنوم!)
کی گقته انسان های دیندار تو سایت پیدا نیستن؟ نه کی گفته! بهم نشون بده!!
ـــــــــــــــــــــــــــ
مهسا.مشهد ! سلام آبجی! خوش اومدید!
اسمتون چقدر شبیه اسم یکی از بچه های سایته!
خخخـ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
no love : سلام!
دنياي پاتوقمون قشنگتر ميشه اگه...
no love.... بتونه این مطلب قشنگشو ادامه بده!
چون خیلی جالب بود!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
میلاد منچستری! خوبی داداشی؟
جدی طرفدار پرو پا قرص پرسپولیس و منچستریونایتدی؟
چه جالب! منم طرفداری استقلال و چلسی ام اون 4 آتیشه!!
چه تفاهمی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مسیحا! داداشی!
آیا میدونستی که من چقدرِ چقدرِ چقدر
دو.... دو ... دو ... دوســ... دوسـ....
دوسه لیتر بنزین احتیاج دارم؟
نه! ولی جدی دوست دارم نه به خاطر پستاتا! به خاطر خودت!
اگه به خاطر پستات بود که اصلا دوست نداشتم!خخخخـ
به طور کل آدمی هستی با شخصیت پیچیده!
نیگاه کن اسم من و تو چه تناسب عجیبی با هم دارن؟؟
مسیحا.........محمدرسول
حالا که دقت میکنم هیچ تناسب خاصی ندارن!!
خخخخـ......!!!
شــــاد باشی!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب بالاخره رسیدم به استادم!
کیان سلام داداشی!
تو این روزا خیلی سختی کشیدی....
خیلی فشار رو تحمل کردی....
اینقد فشار رو تحمل کردی که تبدیل شدی یه سنگهای دگرگونی!!!
خخخـ....!
بخند دیگه! نیگا سینا رو چه طوری میخنده!((^____^))
خوبی؟ چه خبرا؟
بابا خودت رو به خاطر مسائل پاتوق ناراحت نکن !
ناراحتی نداره که!
به قول بابابزرگِ خدابیامرزم (خدا رفتگان شوما رو بیامرزه)
که میگفت، البته نمی گفت ، دوست داشت که بگه
نه من احساس میکردم که دوست داشت بگه که
«این نیز بگذرد...»
میخواستم ازت چن تا سوال کنم که اینقد از حاشیه ها صحبت کردم که یادم رف!
بیخیال!
بعدا میپرسم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مواظب خوبی هاتون باشید!
مرسی از همه!

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

ســــــــــــلام به همــــــــــه دوستایِ نــــــاز خودم.....
خانوم صادقـــــــــی...عزیــــــــزِدلم...طـــــــوری شده؟؟؟
من یه مــــــــدته سایت نیــــــــومدم....
الان پستاتو خوندم...فدات شم...قربونِ "♥"مهربــــــــونت اجی....
تورو خــــــــدا مواظب خودت باش....
خودت میدونــــــــی خیلی دوست دارم....
بچـــــــه ها میخـــــــواستم در مورد خودم یه چیزی بگــــــم...
راستش تا قبل از اینکه این اتفاقات اخیر تو زندگیــــــم بیوفته خیــــلی چیــــــــزارو نمیـــــــــــدونستم....
خیلی ناشکـــــــرُناامیــــــــــد بودم....
ولی بعد از اینکــــــــــه خدا دوباره بَچــــــــــَـمو بِهم داد یه تصمیمــــایی
گـــــــــــرفتم؛ اینــــــــکه شـــــــــاد زندگـــــــی کنمُ بزارم دیگــــــــــرانم شاد زندگـــــی کنن....
بیـــــــاین قدر زندگــــی رو بدونیـــــــم ....بچه ها اینکه ما انسانیمُ سر شار از احساس...خیلی قشنگــــــــه...
هــــــــدف از خلقت بیهوده نبوده....ما به خواست خالقمون اینجاییم...
وظیفمون انسان بودنه....انسان زندگی کردن....بیاین وظیفمونُ به بهترین شکلش انجام بدیم....
راستش این روزا خیـــــــــلی به این مسائل فِک میکنم....
شرایط زندگیم سختی دارم....
ولی حضور خداوندُ کاملا کنار خودم حس میکنم....
همینه که با مشکلاتم میجنگــــــم....
نمیخوام کم بیارم....
خلاصه...
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد
و قلبها گرامی تر از آن هستند که بشکنند
لبخند بزنید و زیبا زندگی کنید
فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم....
کوچیک شما....نرمین(‘،’)

د
دماغ عملی ۱۳ سال پیش
پیام

سلام سلام سلا�
برو بچ خیلی خیلی دمتون گرم من تقریبا ده روز میشه که نتونستم بیام بهتون سر بزنم ولی همش به فکرتون بودم و با خودم گفتم ممکنه تا حالا چند نفری واسم پست گذاشته باشن ولی وقتی اومدم دیدم ،نچ هیشکی ....
پس از قدیم راست گفتن که : از دل برود هرآنکه از دیده برفت...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.