دوران راهنمايي ي همكلاسي داشتم فاميليش حسني بود.بچه هاي كلاس هم عادت داشتن جا اسمش فاميليشو صدا ميكردن.
معلم فارسي صداش كردن ك سر جاش متن كتابو بخونه
منم كه پشت سرش نشته بودم با دوستام شروع كردم ب شعر خوندن:
آي گاز گاز گازه/اقاجون چه نازه آقاجون چه نازه/واي قابلمه رو گازه واي قابلمه رو گازه.
خيلي خطرناكه حسن
اين بنده خدا هم ي كلمه ميخوند نيم ساعت ميخنديد!!!!!!
چشتمون روزه بد نبينه نميدونم اين معلم بوقققققققققققق چجوري پشتم ظاهر شد!!!!!!!!!!!!!!!!!
معلم:به به چه صداييي دارين.حالا ك فرستادمتون دفتر.صداتون از اين بهترم ميشه
هيچي ديگه نفري ي تعهدنامه امضا كرديم.شد درس عبرت ك ديگه اواز نخونم.اصلا همين ماجرا باعث شد خواننده نشم.چندين بار گوگوش ازم خواست باهاش ي اهنگ بدم بيرون قبول نكردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصلا جلو يپيشرفتمو گرفت.من كه ازش راضي نيستم.