داداش عطا : خوبی ؟ خوشی ؟ ارادت داریم برای نازار�
شوق پرواز : عزیزم لطف داری امیرعلی دست بوسه
هانای گلم : ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ ... خوبی عزیزم ؟ منم یه مدت نبودم و دلم براتون تنگ شده بود باز هم ماااااااااااااااااچ
اول شخص غایب : سحر جون ، عزیزم منم وقتی مادرم فوت شد تا یه مدت شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم ولی بعد از یه مدت دوباره کم کم خودش برگشت و تونستم حرف بزنم البته خیلی اذیت شدم، ایشالا تو هم به زودی خبر بدی که قدرت تکلمت برگشته خوشگل خانوووم