صادق--بچه سرخس: باز توضیح بدم ینی؟نه داداش ایشتیباه نگیر!هردوتاشون منم.یعنی من هر دوتاشوم.چی میگم بابا:))پست58809 رو بخون من هنو خوب به هوش نیومدم .با این سوتی سید:)
SIB:خوب تو چشم ماموته که جا میشه دیگه؟ داداش محمد رسول یادم داده:)
عطا جوان رودی:مرسی از شعرت.با سبک یه توپ دارم قلقلیه خوندم،با صدا بلند.مامانم کلی برام تاسف خورد.
سینا مشهد: بگم یه دنیا؟ نه کمه.میسی میسی میسی(این یعنی خییییییییییلی خیلی تشکر)
شوق پرواز: آجی دلم تنگیده بود.نگو قرنطینه بود مامانه برادران رایت!!
خو درستو بخون قلبونت بلم.چه کاریه؟!! مشروطی اَخه :)
بازم پست بذار فقط بپا لو نری...خخخخخخخخخ
Live-life:فدا خودتو خوشملت. اَ کجا فهمیدی من عاششششششششششق شکلاتم؟ مشکلاتو بیخیال آجی خدا رو دارم. همون خدایی که تو رو خوب کرد. مگه نه؟
امیر 21: خو باید یکی باشه بش روحیه بده یا نه؟؟ :))
ولی حالا به نظرت نالاحن شده؟
داداش حبیب اگه ناراحتت کردم ببخشید .ولی نمیتونستم ببینم داری اشتباه منو تکرار میکنی.
قصه غمگین تعریف نمیکنم فقط همینو میگم: درسخون بودم اساسی همه میگفت خلی بشینی واسه کنکور درس بخونی همینجوری قبولی! اما خوب سال سوم وپیشم بدترین سالای تحصیلم بودن؛
افسردگیو.... افت نمراتو... میدونی چرا چون مسائلو با هم قاطی کردم...
بخند بدونم ناراحت نشدی.!! خوب بسه دیگه پاشو درستو بخون:D
منم گشنمه برم یه چیزی بخورم بعد بیام، به توصیه خودت.