دشمنت شرمنده داداش "حبیب"
ولی من دیگه خود کفا شدما خودم دمپای ابری دارم !!
گفتم که مواظب حرف زدنت باشی:) الانم زود تند سریع زبونتو گاز بگیر!
واسه پست داداش امیر بغض داشتم، پستتو خوندم دیگه اشکم دراومد،میگفتن داداشا همیشه آجیاشونو عذاب میدن باورم نمیشد .
درستم میخونی. هیچ وقت هیچیو با چیز دیگه قاطی نکن.
فکر نکنی خیلی سرخوشم وغمی ندارم.ولی واقعا به این چیزی که بهت گفتم عمل میکنم.چون آینده وموفقیت برام مهمه.
ولی خداییش دلم واسه پستای با مزت یه ریزه شده... :)
هرکسی حق انتخاب داره. داداش امیر میدونه همه میخوان که اینجا یاشه،
میمونه تصمیم، که خودش باید بگیره .شاید واقعا اینجا بودن ناراحتش کنه.
تو ناراحتیشو میخوای؟؟
این حرفارو خدا میدونه چقد سخته دارم میگم.ولی گاهی باید منطقی باشیم.اینو با همه دوستانی بودم که الان آمادن واسه اصرار وخواهش...