داداش؟!؟!؟!؟
نه....داداش؟
یعنی بم میگفتی آبجی انقد بم بر نمیخورد!!!
خخخخخ....
بابا دخمل به این خانومی، چشم ابرو مشکی ای، چادری، مومشکی، ابرو کشیده، بینی و لب و دهن ریز(بله عباس جان، من همونی هستم که هرشب میام تو خابت، اما خودمو ازت پنهون کردم;-)، خخخخخ...مجبورم کردی خودمو لو بدم دیه)
اونبخ منو قاطی داداشا کرده، راستی دااوشی شوما تاج سر مایی.