sogoliجون فانتزی57279محشر بود آجی انقد خندیدم مخصوصن به آخرش اشک از چشم جاری شد.
داداش حبیب؟ که ندیدی آرهههههههههه؟
خوب داداشم چشات ضعیفه یه دکتر برو.والللللللللا
راستی داداش عباس منم سرچ کردم وکامنت گذاشتم .درک میکنم یه چیزی که کلی واسش زحمت کشیدی...اگه این موضو ناراحتت میکنه.ما دیگه اصن خندمون نمیاد .اگه ناراحت میشی دیگه ننویس.این نظر من بود.
Mr.Blakeمرسی داداش فانتزی نویس یاد ما هم بودی.