بچه ها ساعت 12 شب اول فروردین.یه چیز جالب دیدم باید تعریف کنم.اومدم 4جک ببینم چه خبره.دلم گرفته بود.احساس دلتنگی داشت خفه م میکرد..چیزی دیدم که تمام دلتنگیم از بین رفت.حضور یکی بم قوت قلب داد. دیدم همین الان داره سایت آپ میشه.دلم یه دنیا عاشق دستا و قلب مهربونیه که با اینکه تعطیلات و همه پیش خانواده هاشونن اون دلش پیش ماست.به سلامتی خانوم صادقی.موافقام بزنن لایکو.