من دل به کسی جز تو به آسان نده�
چیزی که گران خریدم ارزان نده�
صد جان بدهم در آرزوی دل خویش
وان دل که تو را خواست به صد جان نده�
دانی که چهها چهها چهها میخواه�
وصـل تـو من بی ســر و پا میخواه�
فـریـاد و فـغان و نـالهام دانی چیســت
یـعنی که تـو را تـو را تـو را میخواه�
آن شب که دلی بود به میخانه نشستی�
آن توبه صدساله به پیمانه شکستی�
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم