A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

amir wolf داداشم باورت ميشه توان نگاه کردن به چشماشو نداشتم؟!
چون چشام پر اشک ميشد ...
و اونم دوس نداش منو اينطوري ببينه ...
ميترسيدم از همچين روزي که تنها شم ...
يه شب بش گفتم خانومي مست کردم بد جور ...
گفت چي!؟آرمين چيکار کردي؟! چيزي خوردي؟!
يکم زدم مسخره بازيو شوخي ...
تهش گفتم آخه ديوونه به من مياد اهل اين آشغاﻻ باشم؟!
دارم عکستو ميبينيم ...
چشات ... مستم کردن ...!
اول کلي بدوبيراه بم گف که ترسونديمو ازين حرفا ...
اما تهش فهميد چي ميگم ...!
آره هنوزم چشاشو که ميبينم مست ميشم ...!
کاش بودي عشقم ...
کاش ...

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.