دیگه نمی خوام از دلــتنگی دم بزنم . . .
باید انقدر بزرگ بشم که آرزوی داشتنم رو داشته باشه.
16/شهریور/1391 حرفی رو زدم که نباید . . .
که اگه نگفته بودم حال و روزم این نبود. غرورم نشکسته بود!
می خوام بشم مثل همون روزای اول.
همون موقع که تو دلم غوغا بود ولی در مقابلش سرد بودم.
همون موقع که حسرت این رو داشت که دو کلمه باهاش حرف بزنم.
شاید . . .