دانشجویی که نتونه از یه چای کیسه ای ۶۷ بار استفاده کنه نماد رخنه فرهنگ غربه
دانشجویی که نتونه از یه چای کیسه ای ۶۷ بار استفاده کنه نماد رخنه فرهنگ غربه
ترم اول دانشگاه وایمیستادم گوشه راهرو یه دخترو نشون میکردم بدو بدو میرفتم خودمو میکوبیدمش بهش جزوه هامون بریزه زمین جمع کنیم. 13 تا کشته و 23 تا زخمی دادن.
۱۰، ۱۵ تا استاد اینجاست، هی میرن دور میزنن برمیگردن
استاده اصلا موقع ارائه طرف تو سالن نبوده یهو میاد سوال میپرسه ازش
آدم دوست داره بش بگه :دیر اومدی میتونستی دهنتو ببندی، دهنتو ببند، شاید واسه همینه کسی بات درس برنمیداره:|
توجه!
توجه!
امسال نیز همانند سال های پیش در روز شنبه مورخ31/6/1397از نیمه شب تا بامداد برنامه ی سینه زنی به همراه شعار مکن ای صبح طلوع برگزار خواهد شد.
لذا از دانش آموزان و دانشجویان عزیز تقاضا میکنیم در مراسم ما شرکت نمایند.
با تشکر از حضورتان
♡♥♡
لایک فراموش نشه
♡♥♡
با توجه به فرا رسیدن اخرین ماه تابستان خود را موظف دانستم که به عنوان اولین نفر نزدیک شدن به شروع مدارس و دانشگاه ها را به تمامی محصلان عزیز تسلیت عرض کنم....
لایک=به همچنین
پست اولیما.......ببینم چه جوری استقبال میکنین
ممنون میشم اگه انگشت مبارکتون اون قلب بالاییو لمس کنه♡
لایک=خوش اومدی
جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری...
"رییس دانشگاه"
1)مردی فرهیخته و خوشتیپ.
2)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندار�
"یک وعده غذای سلف"
1)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک.
2)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز.
"کارت دانشجویی"
1)کارت شناسایی و هویت دانشجو.
2)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است.
"خوابگاه"
1)محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط.
2)مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک وموش
"شب امتحان"
1)شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است.
2)شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند.
"جزوه خوش خط دخترها"
1)بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم.
2)طلای کاغذی.
"تقلب"
1)یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان.
2)تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان.
"مشروط شدن"
1)عمراٌ، من تو دبیرستان معدل کمتر از ۱۸ نداشتم.
2)نمک تحصیل در دانشگاه.
"وام دانشجویی"
1)کمک هزینه برای دانشجو.
2)مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته
ازدواج دانشجویی.
1)حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم.
2)کو؟ کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟.
"حراست"
1)ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات.
2) ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان.
"دانشجو"
1)فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است.
2)ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه!!!؟؟؟
هيچوقت يادم نميره تو خوابگاه دوست من ظرفارو با ليف من شست ://
منم کنکور دادم و فردا جوابش میاد اما مثل بقیه پروفایل ننوشتم "رتبه کنکور شخصی است"فقط نوشتم " کسایی که تو این 18سال بیشتر از 5بار زنگ نزدن حالمو بپرسن از فردا حق ندارن زنگ بزنن رتبه کنکورمو بپرسن"
این جوری دیگه هیچکس نمیپرسه!
خیلیم عالی...
دعام کنید لطفا
بالاخره یه روز صبح پا میشم میرم فرم انصراف از دانشگاه رو پر میکنم و موقع بیرون اومدن از دانشگاه داد میزنم: به خدای کعبه قسم که رستگار شدم.
از شیرین ترین تصمیم های زندگی دانشجویی اینه که تصمیم میگیری کلاس ۸ صب فردا رو نری و فیلم و پلی میکنی
روز معلم رو به اون معلمايی كه به شاگرداشون ميگفتن"شايد الان تو دلتون بهم فحش بدين ولی چندسال ديگه برام كلی دعا ميكنين" و شاگرداشون همچنان دارن بهشون فحش ميدن هم تبريك ميگم!!!
ارشد شوخی زشتی بود که بی شوهری با ما کرد :///
(دخترا هماکنون )
استادای انگل شناسی یه قراری دارن بین خودشون، هرکی بیشتر باعث حالت تهوع دانشجوها بشه برنده اس..
در باب توجه و تمرکز دانشجوها در کلاس همینقدر براتون بگم که حتی اگه استاد وسط حرفاش به کسی فحش هم بده نه تنها ما متوجه نمیشیم، بلکه با سر تایید هم میکنیم.
به اساتیدی که کلاسارواز۲۰ اسفند تعطیل میکنن میگن مدرسان شریف
منتظر پیکای نوروزیتون هستین که میخواین تا 28 اسفند برین دانشگاه ؟ :/
استاد راهنما مثل دوست دختره
کم سراغشو میگیری ناراحت میشه، زیاد میری پیشش تحویلت نمیگیره، میگی بیا خونه قهر میکنه
شاید بپرسید چرا میخواستی استاد راهنماتو ببری خونه؟ باید بگم که بحث علمیه شما نمیفهمید
دانشجو هر چقدر ترمش بالا بره نوع سیگارش شخمی تر میشه.ترم یکی فیلتر پلاس با فندک زیپو روشن میکنه،ترم چهار بهمن دولی دستشه دنبالِ آتیشه
استاد فیزیکِ دو ما ، یه استاد جا افتاده و تقريبا
مسنی بود . به ندرت شوخی مى کرد ، ولــى همه
دوستش داشتن . یه بار سرکلاس ، وسط درسش
يــه چیزی رو اشتباه گفت بنده خــدا ، تا آخــرای
كلاس ، یه پسرِ بی مزه ، هی داشت نچ نچ ميکرد
مى رفت رو مخ همه ، این شد که استاد مــــا یهو
برگشت با خونسردی تمام گفت :
اين کیه ، يه ساعته داره باباشو صدا می كنه :)
آقا استاد اومد سرکلاس گفت من ترم پیش فقط یه نفر انداختم، به بغل دستیم گفتم حاجی عجب خری بوده، گفت حاجی من بودم :|