سـلام!
حال هـمـه ما خـوب اسـت
ملالی نيـسـت جــز گـم شدنِ گاه به گاهِ خيــالی دور،
که مــردم به آن شادمانیِ بی سبـب میـگويـند
با اين همه عمری اگر بـاقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذر�
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
...
راستــی خبــرت بـده�
خواب ديــدهام خانـه ای خـريـدها�
بـیپـرده، بـیپـنجره، بـیدر، بـیديـوار ... هی بخنـــد!
...
نامــهام بايـد کوتــاه باشد
ساده باشد
بـی حـرفـی از ابـهام و آينه،
از نو برايت مینويس�
حال همهی ما خوب است
اما تو بــاور نــکــن