آسمان امشب به حالم مویه کن
روح تب دار مرا پاشویه کن
آتش افکند عاشقی بر حاصل�
گریه کن در مجلس ختم دل�
گریه کن ای عشق روحم تیر خورد
شانه احساس من شمشیر خورد
آن که میگفتند پشت قابهاست
دختر فرمانروای آبهاست
آن که میگفتند از جنس گل است
شرح احساسات سبز بلبل است
او شبی آمد آمد مرا دیوانه کرد
او مرا یک باغ بی پروانه کرد
آمد از دردش پرم کرد و گذشت
بیوفا سیلی خورم کرد و گذشت
رفت و من در پیش پایش گم شد�
از جنون ورد لب مردم شد�
ای دل دیوانه مستی میکنی
باز هم شبنم پرستی میکنی
رام هر کس کی شود آهوی دشت
ای دل دیوانه دیدی برنگشت
من که گفتم این پرستو مردنیست
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج یعنی انتحار
عشق خونت را دواتت میکند
شاه اگر باشی عشق ماتت میکند
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل