دلم تنگه
واسه روز هایی که بابام میومد دم مدرسه دستمو میگرفت میرسوند خونه
از انجا هم میرفت سر کار
دلم تنگه چه شبا که زیر پتو گریه نکردم واسه اینکه بابام از در بیاد تو اشکمو پاک کنه
دلم تنگه روزهایی که دستپخت بی نظیر مامانمو می خوردم
دلم تنگه واسه مسافرت های خانوداگی
حیف دیگه هیچ کدوم از اینارو نمیبینم
تورو به کسی که میپرستییت قسمتون میدم
قدر پدر مادرتون و بدونید
فقط یکم