من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت..
در تهاجم با زمان..
آتش زدم کشتم!
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم!
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم!
من ز مقصدها پی..
مقصودهای پوچ افتادم!
تا تمام خوبها رفتم و
خوبی ماند در یادم!
من به عشق و منتظر بودن..
همه صبر و قرارم رفت..
بهارم رفت..
عشقم رفت..
یارم رفت..!!