r
rezvan0007 ۱۳ سال پیش
پیام

حرفامو ميشنوي از لابلاي شعر اينجوري بهتره
اما بدون هنوز شبهام بدون اشک محال بگذره
بودي کنار من اما چه سوت و کور من بودمو خود�
با اين همه ولي از گوشه گيريات خسته نميشد�
تو با خودم که هيچ با سايه ي منم حرفي نميزدي
با اين همه ولي به شب نشيني دلم خوش اومدي
از چي برات بگم وقتي نگفته هام با من آجين شده
حس ميکنم دلم غمگين ترين دله روي زمين شده
روزا که ميگذرن اما محاله که حسم عوض بشه
آخه هر شب يه ذره شعر روح خرابمو سمت تو ميکشه
امشب قراره که با خاطرات تو بازم بشينمو باز دردو دل کن�
با کاغذاي شعر صبحو ببينمو غرق خودم بش�
با قطره هاي اشک رو کاغذاي خيس
اين بيت آخره اما هميشه شعر پايان قصه نيست

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.