از خودمه!!
فک نکنی کپی کردم :))
فکر کن الان
هر هفته یا هر چند هفته یک بار همه فامیل مثلا خاله ها و دایی هات و شما میرید خونه مادربزرگت اینا و دور هم هستید
قدر با هم بودناتونو بدونید
دیگه بعد از پدر بزرگ و مادر بزرگ هرکسی میره سی خودش
دیگه اون حال و هوای قدیم از بین میره
بعد فقط شما میمونید و خاطره ها
قدر با هم بودن هارو بدونید
بعد از پدر بزرگ و مادر بزرگ دیگه دید و بازدید ها میشه عید تا عید
دیگه اون حال خوش نمیمونه
دیگه اون مهر و محبت نمیمونه
دیگه اون عشق نمیمونه
دیگه اون تعریف های زمان قدیم از زبان پدر بزرگ نمیمونه
دیگه اون خانه قدیمی پدر بزرگ نمیمونه
دیگه اون غذا های مادر بزرگ نمیمونه
دیگه اون دایی شوخ طبع نمیمونه
دیگه اون خاله مهربون نمیمونه
دیگه اون عمه پر مهر نمیمونه
دیگه اون عمو غیرتی نمیمونه
دیگه کم پیش میاد همه دور سفره هفت سین جمع بشن
دیگه آن شور و شوق شب یلدا توی خونه پدر بزرگ نمیمونه
دیگه گردش رفتنا با فامیل نمیمونه
دیگه اون قهر های ده دقیقه ای بچگی نمیمونه
دیگه اون عیدی پدر بزرگ نمیمونه
دیگه مهر بی انتهای مادر بزرگ نمیمونه
دیگه اون گلیم قدیمی نمیمونه
دیگه اون قالی دست باف قدیمی نمیمونه
دیگه اون پنجره های زیبا نمیمونن
دیگه اون درخت بزرگ توی حیاط نمیمونه
دیگه اون جشن تولد ها نمیمونن
دیگه اون میز چوبی قدیمی نمیمونه
دیگه اون تلوزیون سیاه و سفید نمیمونه
دیگه اون طعم چای مادر بزرگ نمیمونه
دیگه اون بوی سیگار پدر بزرگ نمیمونه
دیگه اون نصیحت ها نمیمونن
دیگه اون کت چرمی پدر بزرگ نمیمونه
دیگه...
فقط تو میمونی و خاطره هات
خاطره هایی که هر روز حسرت برگشتن اونا رو داری
خاطره هایی که هیچی جاشونو پر نمیکنه
خاطره هایی که تعریف کننده گذشته تو بودند
خاطره هایی که دیگه تکرار نمیشن
خاطره هایی که تنها میتونی برای نوه ات به یادگار بزاری
خاطره هایی که پدر بزرگت برای تو به یادگار گذاشت
قدر پدر بزرگ و مادر بزرگ هاتونو بدونید
خدا روح همه پدر بزرگ هایی که در قید حیاط نیستن رو شاد کنه
به اونهایی هم که هنوز زنده هستند عمر صد و پنجاه ساله بده
الهی آمین